چهارشنبه , ۱۷ شهريور , ۱۳۸۹
Zanjan, Iran
Wednesday, September 8, 2010

دارنده گواهينامه ISO ۹۰۰۱/۲۰۰۰  

  • موقعيت جغرافيايي استان
  • اقليم و ويژگيهاي طبيعي
  • اوضاع جمعيتي و فرهنگي استان
  • نقاط ديدنی استان
  •   موقعيت جغرافيايي استان  
          موقعيت جغرافيايي استان


    موقعیت جغرافیایی استان زنجان

     

     

    این استان شامل هفت شهرستان به نام های زنجان، ابهر، طارم، خدابنده، خرمدره، ایجرود، ماهنشان، 16شهر، 15 بخش و 46 دهستان می باشد.این منطقه یک واحد نیمه مستقل جغرافیایی است که با وجود رودخانه قزل اوزن ایجاد گردیده است. این واحد جغرافیایی فلات آذربایجان را با شیب ملایمی به دشت قزوین مرتبط می کند.

    این منطقه از شمال به بخش های آق کند و هشت جین از شهرستان خلخال، از شمال شرقی به ماسوله، فومن، رشت و شهرستان رودبار زیتون، از شرق به بخش های سیردان، تاکستان، آوج از استان قزوین، از جنوب به کبوتر آهنگ از استان همدان، از جنوب غربی به شهرستان بیجار، از مغرب به تکاب و از شمال غربی به قره آقاج و میانه محدود است و رودخانه قزل اوزن با گردش خود حد طبیعی این شهرستان را تعیین نموده و وسعت آن بالغ بر 21848 کیلومتر مربع می باشد. از نظر توپوگرافی استان زنجان منطقه ای است کوهستانی که بصورت فلات مرتفعی خودنمایی می کند و در اثر تجزیه رودخانه جلگه های حاصلخیز مستقلی را تشکیل داده است. ناهمواریهای شهرستان در این مقوله به کوههای زنجان شمالی و کوههای زنجان جنوبی تقسیم گردیده است که از نظر تقسیمات جغرافیایی، رشته کوههای زنجان شمالی ادامه رشته کوههای البرز و کوههای زنجان جنوبی جزئی از رشته کوههای منفرد مرکزی است. جهت کوهها بطور طبیعی از شمال غربی به جنوب شرقی ممتد بوده و دره زنجان رود برزخی را میان رودخانه قزل اوزن سفلی و علیا بوجود آورده و بخشهای قره پشتلو و طارم علیا در منطقه رشته کوههای زنجان شمالی واقع شده است.

    از مهمترین ارتفاعات در رشته کوههای زنجان شمالی، قله گلاس به ارتفاع 2974 متر و قله باکلور به ارتفاع 2966 متر در جبهه شمالی رودخانه قزل اوزن قرار گرفته اند، قله دگا به ارتفاع 2986 متر و قله چله خانه در شمال زنجان به ارتفاع 2775 متر از ارتفاعات مهم جبهه جنوبی رود قزل اوزن از رشته کوههای زنجان شمالی است. این رشته کوهها در شمال غربی شهرستان به هم پیوسته و رشته کوههای البرز غربی را تشکیل داده اند.

    از مهمترین ارتفاعات زنجان جنوبی، قله قیدار به ارتفا 2775 متر می باشد که دو بخش سجاس رود و سهرورد را تفکیک نموده است. قله خورجهان به ارتفاع 3318 متر و قله علم کندی به ارتفاع 2900 متر و قله سپهسالار به ارتفاع 3052 متر که حد طبیعی استان زنجان با شهرستان همدان و تکاب را تشکیل داده است. قله جهان داغ به ارتفاع 2484 متر و قله رستم به ارتفاع 2700 متر در جنوب زنجان قرار گرفته اند. به طور کلی اختلاف ارتفاع روودخانه قزل اوزن از مبداٌ تا حوضچه سد منجیل تقریباً 1000 متر است.

    در منطقه سلطانیه که مرتفع ترین نقطه دشت (زنجان ابهر) می باشد، کوههای زنجان شمالی و زنجان جنوبی در ناحیه ابهر بطرف مغرب از یکدیگر فاصله گرفته، در منتهی الیه غربی استان، جلگه وسیعی را از آبرفت رودخانه تشکیل داده است.

     

    موقعیت جغرافیایی شهرستان ابهر

     

    شهرستان ابهر يكی از هفت شهرستان استان زنجان است كه در خاور استان و در 48 درجه و 35 دقيقه تا 49 درجه و 25 دقيقه درازای باختری و 35 درجه و50 دقيقه تا 36 درجه و 45 دقيقه پهنای شمالی خط استوا قرار گرفته و مساحت آن بيش از 3362 كيلومتر مربع است. اين شهرستان در قسمت باختری استان زنجان واقع شده و مركز آن شهر ابهر است كه در 49 درجه و 13 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 8 دقيقه پهنای شمالی و در ارتفاع 1540 متری از سطح دریا واقع شده است. شهرستان ابهر از شمال به شهرستان طارم و قزوین، از شمال باختری به شهرستان زنجان، از باختر به شهرستان ایجرود، از جنوب باختری به شهرستان خدابنده، از جنوب به شهرستان بویین زهرا، از جنوب خاوری به شهرستان تاکستان، از خاور به شهرستان خرم دره و از شمال خاوری به شهرستان قزوین محدود می شود. براساس سرشماری سراسری سال 1375، این شهرستان 148،424 نفر جمعيت داشته که از اين تعداد 55،266 نفر در مركز شهرستان زندگی می كردند. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری سال 1381 شهرستان ابهر، از دو بخش مرکزی و سلطانیه، هشت دهستان به نام های ابهررود، حومه، درهجین، دولت آباد، صایین قلعه، سلطانیه، سنبل آباد و گوزلدره و چهارشهر به نام های ابهر، صایین قلعه، هیدج و سلطانیه تشكيل شده است.

     

    موقعیت جغرافیایی شهرستان طارم

     

    شهرستان طارم که با نام آب بر نیز مشهور است از شمال به استان های گیلان و اردبیل، از جنوب به شهرستان ابهر و استان قزوین، از خاور به شهرستان رودبار (استان گیلان) و دریاچه سد سفیدرود و از باختر به شهرستان زنجان محدود می شود. این شهرستان از نظر جغرافیایی در 48 درجه و 30 دقيقه تا 49 درجه و 15 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 41 دقيقه تا 37 درجه و 12 دقيقه پهنای شمالی قرار گرفته است. مرکز شهرستان نيز از نظر جغرافيايی در 48 درجه و 58 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و55 دقيقه پهنای شمالی و ارتفاع 650 متری از سطح دريا واقع شده است. شهرستان طارم در شمال خاوری استان زنجان واقع شده و مرکز آن آب بر نام دارد و این نام به این دلیل که شهر در بریدگی رودخانه قزل اوزن واقع شده است به این منطقه اطلاق شده است. بر اساس سرشماری سراسری سال 1375 جمعیت شهرستان طارم 43،460 نفر برآورد شده که از این تعداد 4338 نفر در شهر آب بر ساکن بوده اند.

     

    موقعیت جغرافیایی شهرستان خدابنده

     

    شهرستان خدابنده يكی از شهرستان های جنوب استان زنجان است که از شمال به شهرستان های ايجرود و ابهر، ازخاور و شمال خاوری به شهرستان ابهر، از جنوب خاوری به شهرستان بویین زهرا (استان قزوین)، از جنوب به استان همدان و از باختر به شهرستان بیجار(استان کردستان) محدود می شود. این شهرستان در 47 درجه و 51 دقيقه تا 48 درجه و 57 دقيقه درازای خاوری و 35 درجه و 35 دقيقه تا 36 درجه و 25 دقيقه پهنای شمالی واقع شده و مرکز آن از نظر جغرافيايی در 48 درجه و 35 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 7 دقيقه پهنای شمالی و ارتفاع 2050 متری از سطح دريا واقع شده است. به طورکلی منطقه خدابنده یک ناحیه کوهستانی است که از ارتفاعات و قله های متعددی برخوردار می باشد. در سرشماری سراسری سال 1375 جمعیت شهرستان خدابنده 163،067 نفر برآورد شده که از این تعداد 70،918 نفر در شهر قیدار(مرکز شهرستان) زندگی می کرده اند.

     

     

    موقعیت جغرافیایی شهرستان خرمدره

     

    شهرستان خرمدره با مرکزيت شهر خرمدره يكی از شهرستان های استان زنجان است كه در خاور استان زنجان قرار گرفته است. اين شهرستان از نظر جغرافیایی در 48 درجه و 55 دقيقه تا 49 درجه و 17 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 10 دقيقه تا 36 درجه و 25 دقيقه پهنای شمالی واقع شده و مرکز آن نیز در موقعيت 49 درجه و 11 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 12 دقيقه پهنای شمالی در جلگه‌ ای ميان دو رشته كوه قرار گرفته و ارتفاع متوسط آن از سطح دريا 1570 متر است. شهر خرمدره در كرانه ابهر رود واقع شده و شاخه ای از اين رود از ميان شهر عبور می کند. اين شاخه در آبادانی باغ ها و مزارع سرسبز اين منطقه نقش اساسی دارد. اين شهرستان كه به شکل قطره ای در دل شهرستان ابهر قرار گرفته است، از شمال به استان قزوين و از جنوب، خاور و باختر به شهرستان ابهر محدود می شود. خرمدره تا چندی پيش از لحاظ تقسيمات سياسی يكی از شهرهای شهرستان ابهر بود كه محدوده اطراف شهر و روستاهای گرداگرد آن را شامل می شده است ولی در تقسيمات کشوری سال 1377 با عنوان يک شهرستان مستقل به مرکزيت شهر خرمدره شناخته شد. بر اساس آخرين آمار جمعيتی سال 1375 جمعيت اين شهرستان 51،681 نفر برآورد شده که 39.094 نفر از این جمعیت در شهر خرمدره ساکن بوده اند. شهرستان خرمدره از لحاظ وسعت كوچک ترين شهرستان استان بوده و به لحاظ تراكم نسبى جمعيت در سطح استان رتبه اول را دارا است. همچنين اين شهرستان با 6/75 درصد بالاترين ميزان شهرنشينى در استان زنجان را دارا می باشد. شهرستان خرمدره بر اساس تقسيمات کشوری آبان ماه 1381، از يک بخش مرکزی، 2 دهستان به نام های الوند و خرمدره و يک شهر به نام خرم دره تشکيل شده است.

    موقعیت جغرافیایی شهرستان ایجرود

     

    شهرستان ايجرود يكی از شهرستان های استان زنجان است كه در باختر منطقه واقع شده و از شمال به شهرستان زنجان از جنوب به شهرستان خدابنده، از شمال خاوری به سلطانیه در ابهر، از شمال باختری به شهرستان ماه نشان و از باختر به شهرستان بیجار (استان كردستان) محدود می شود. شهرستان ایجرود در 47 درجه و 49 دقيقه تا 48 درجه و 35 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 5 دقيقه تا 36 درجه و 34 دقيقه پهنای شمالی واقع شده است. شهر زرين آباد مركز اين شهرستان نیز در 48 درجه و 17 دقيقه درازای جغرافيايی و 36 درجه و 25 دقيقه پهنای جغرافيايی و ارتفاع 1740 متری سطح دريا واقع شده است.

     

     موقعیت جغرافیایی شهرستان ماهنشان

     

    شهرستان ماهنشان از شمال به شهرستان زنجان، از شمال باختری به شهرستان چاراویماق (استان آذربایجان شرقی)، از باختر به شهرستان تکاب (استان آذربايجان غربی)، از خاور به شهرستان زنجان، از جنوب خاوری به شهرستان ایجرود و از جنوب به شهرستان بیجار (استان کردستان) محدود می شود. اين شهرستان در 47 درجه و 10 دقيقه تا 47 درجه و 59 دقيقه درازای خاوری و 36 درجه و 21 دقيقه تا 36 درجه و 59 دقيقه پهنای شمالی واقع شده است. مرکز اين شهرستان نيز در47 درجه و 40 دقيقه درازای خاوری و36 درجه و 45 دقيقه و ارتفاع 1300 متری از سطح دريا واقع شده است. شهرستان ماهنشان در سال 1379 و با اجرای قانون جديد تقسيمات كشوری در استان زنجان تشكيل شده است. قبل از اين تاريخ محدوده ماه نشان با عنوان بخش ماه نشان تابع شهرستان زنجان بوده است. اين شهرستان در بخش باختری استان زنجان قرار گرفته و با استان‌های آذربايجان باختری، کردستان و آذربایجان خاوری هم جوار است. براساس سرشماری سراسری سال 1375 جمعیت این شهرستان (که جزو شهرستان زنجان محسوب می شد) 67،378 نفر برآورد شده است. مراكز جمعيتی این شهرستان را شهرهای ماهنشان و دندی تشکیل می دهند. ميزان تقریبی شهرنشينی در اين شهرستان معادل 1/8 درصد برآورد شده است.

     

     


    ابتداي صفحه
      اقليم و ويژگيهاي طبيعي  
          اقليم و ويژگيهاي طبيعي


    اقلیم و ویژگی های طبیعی استان زنجان

     

    تنوع آب و هوایی استان زنجان سبب شده كه اين منطقه چهارفصل بوده و ظرفیت های بالايى در زمينه گردشگری طبیعی داشته باشد. به سبب شرایط خاص آب و هوایی منطقه؛ طارم استان زنجان را هندوستان ایران می دانند. چشمه های آب معدنی، رودخانه های متعدد دایمی و فصلی، جنگل ها و آبشارهای زیبای داخل جنگل ها، روستاهای ییلاقی و زیبایی که در دره های ارتفاعات طارم واقع شده اند؛ این منطقه را به پر جاذبه ترین ناحیه طبیعی استان زنجان تبدیل کرده است. شهرستان خرم دره نیز که از آن به عنوان یک باغ شهر یاد می شود، با اتکا به سرسبزی و باغ های پرشمار خود یکی دیگر از مناطق گردشگری این استان محسوب می شوند. به طور کلی اردیبهشت، خرداد و تیرماه بهترین ماه های مسافرت به استان زنجان هستند. هيچ توصيفی از سرسبزی و زيبايی طبيعت زنجان در اين ماه ها كامل نيست و مناظر بديع اين فصل را در زنجان فقط بايد ديد. تفاوت آب و هوایی در نواحى مختلف استان زنجان را مى توان به خوبى در يک زمان در قسمت هاى شمالى، مركزى و جنوبى استان مشاهده كرد. مهم ترين منبع آب هاى سطحى در استان زنجان رودخانه هاى دايمى و فصلى هستند. رودخانه هاى قزل اوزن، زنجان رود، ابهررود و شاهرود را می توان مهم ترين رودهاى دايمى اين استان دانست. رودخانه قزل اوزن علاوه بر اهمیت اقتصادی بالایی که دارد به دلیل پرآبی، زیبایی و طولانی بودن مسیر خود؛ یکی از مهم ترين روخانه های زنجان است كه در زمینه جاذبه های گردشگری نیز اهمیت زیادی دارد. به برکت آب فراوان، باغ های زیبا و سرسبز بسیاری در مسیر اين رودخانه به وجود آمده که منظره بسیار زیبایی به حومه شهر زنجان داده است. چشمه هاى معدنى استان زنجان به دو صورت چشمه هاى آب گرم معدنى و چشمه هاى آب سرد معدنى شكل گرفته اند که از نظر جاذبه هاى گردشگرى داراى اهميت هستند. غارهای متعددی در استان زنجان در دل کوه ها قرار دارند که برخی از آن ها هم چون غار کتله خور از مهم ترین آثار طبیعی این استان به شمار می آیند.

     

    آب و هوای استان زنجان

     

    استان زنجان به لحاظ داشتن تنوع نقاط ارتفاعى از يک سو و از سوی ديگر تاثيرپذيرى از چند توده هوايى خزری، مديترانه اى و صحراى مركزى، صاحب اقليم ها و اكوسيستم هاى متنوعى شده است. با وجود اين كه اين استان يکی از استان های سردسير و كوهستانى شمال باختری كشور به شمار مى آيد؛ از اكوسيستم هاى فراوان دشتى، بيابانى، تالابى و رودخانه اى، جنگلى، درختچه اى، كوهستانى مرتفع و تپه ماهورى نيز بی نصيب نمانده است. اين استان در بيش تر از 70 درصد از مناطق خود آب وهواى نيمه خشک فراسرد و در 30 درصد باقی مناطق از تنوع اقليمى و آب و هوايى برخوردار است. ميزان بارندگى سالانه استان زنجان حدود 323 ميلى متر برآورد شده است. اردیبهشت، خرداد و تیرماه بهترین ماه های مسافرت به استان زنجان هستند. هيچ توصيفی از سرسبزی و زيبايی طبيعت زنجان در اين ماه ها كامل نيست و مناظر بديع اين فصل را در زنجان فقط بايد ديد. تنوع آب و هوايى و تغييرات ارتفاع از 500 متر در سواحل رودخانه قزل اوزن در ناحیه طارم تا ارتفاعات بيش از 3000 متر در انگوران تغييرات دمايى و آب و هوايى زيادى را در نقاط مختلف به وجود آورده و سبب پديد آمدن چشم اندازهای مختلفی در منطقه شده است. تفاوت آب و هوایی در نواحى مختلف استان زنجان را مى توان به خوبى در يک زمان در قسمت هاى شمالى، مركزى و جنوبى استان مشاهده كرد. اين تنوع آب و هوایی و توپوگرافی سبب پيدايش جوامع زيستى گياهى و جانورى متنوعی در منطقه شده و محيط طبيعى استان زنجان را غناى خاصى بخشيده است.

     

    رودخانه ها، چشمه هاو آبشارهای استان زنجان

     

     مهم ترين منبع آب هاى سطحى در استان زنجان رودخانه هاى دايمى و فصلى هستند. رودخانه هاى قزل اوزن، زنجان رود، ابهررود و شاهرود را می توان مهم ترين رودهاى دايمى اين استان دانست. رودخانه قزل اوزن از كوه هاى چهل چشمه كردستان و همدان سرچشمه گرفته و در نزديكى منجيل به شاهرود پيوسته و با نام سفير رود به درياى خزر مى ريزد. زنجان رود نيز در حوزه آب ريز قزل اوزن قرار داشته و با جهتى جنوب خاورى، شمال باخترى به رودخانه قزل اوزن مى پيوندد. رودخانه قزل اوزن علاوه بر اهمیت اقتصادی بالایی که دارد به دلیل پرآبی، زیبایی و طولانی بودن مسیر خود یکی از مهم ترين روخانه های زنجان است كه در زمینه جاذبه های گردشگری نیز اهمیت زیادی دارد. به برکت آب فراوان باغ های زیبا و سرسبز بسیاری در مسیر اين رودخانه به وجود آمده که منظره بسیار زیبایی به حومه شهر زنجان داده است به طوری كه در تمام سفرنامه های جهانگردان و مستشرقين از این رودخانه و زیبایی و سرسبزی مناطق اطراف آن یاد شده است. مسیر رودخانه قزل اوزن یکی از مهم ترین تفرجگاه های اهالی زنجان و مناطق اطراف آن یکی از باصفاترین استراحت گاه های مسافران مسیر شمال باختر کشور است. خرا رود از كوه هاى قره داغ در خدابنده سرچشمه گرفته و در محل آبگرم واقع در جاده قزوين به همدان جريان مى يابد و پس از پذيرا شدن رودخانه های آوه، گلنجين، شور و كردان با نام رود شور ادامه مسير می دهد و سپس در شهريار با رودخانه كرج ادغام شده و به همان نام به طرف درياچه حوض سلطان قم جريان مى يابد. ابهر رود نيز يكی ديگر از رودهای جاری در اين استان زيبا است كه از حوالى سلطانيه سرچشمه گرفته و با جهت شمال باخترى ، جنوب خاورى، پس از مشروب ساختن ابهر، هيدج، صايين قلعه و خرم دره به تاكستان رسيده و آب تعداد زيادى از روستاهاى دو دانگه را تامين مى سازد. رودخانه هاى سجاس، آيدوغموش، تالوار، شارى چاى، قرانقو و گاميش چاى از حوزه آبريز قزل اوزن و رودخانه تهم از حوزه آبريز زنجان رود از ديگر رودخانه هاى مهم استان هستند كه تقريبا در تمام مناطق استان جريان دارند. در مجموع 21059 كيلومتر از كل مساحت استان زنجان را كه حدود 22164 كيلومتر مربع برآورد شده است، حوزه آبخيز قزل اوزن یا سفيد رود كه خود وسعتى در حدود 6/5 ميليون هكتار دارد، در بر مى گيرد. به طور كلى در سطح استان زنجان دو آبخيز اصلى كه از آبخيزهاى فرعى متعدد تشكيل شده اند وجود دارد. حوزه اول كه حوزه آبخيز قزل اوزن یا سفيد رود است، با وسعتى معادل 56200 كيلومتر بخش هاى مركزی، جنوب باختری، باختر و شمال استان زنجان را در بر گرفته است. رودخانه های اصلى به نام هاى قزل اوزن و شاهرود كه پس از به هم پيوستن در منطقه منجيل (محل سد سفيد رود) رودخانه سفيد رود را به وجود مى آورند، درحوزه آبخيز سفيد رود جارى هستند. براساس مطالعات انجام شده مقدارآب سالانه رودخانه هاى قزل اوزن و شاهرود و شاخه هاى عمده آن ها به طور متوسط برابر با 925/5 ميليارد متر مكعب درسال است كه نزديک به 2/4 ميليارد متر مكعب آن مربوط به رودخانه قزل اوزن و بقيه مربوط به رودخانه شاهرود است. حوزه بعدی، حوزه ی آب خيز رودخانه شور است که از آب خيزهاى رودخانه ابهرود، حاجى رود، خرا رود و آوچ چاى تشكيل شده است. به طور کلی رودهاى دايمى استان زنجان عبارتند از: انگوران چای (به درازای 50 كيلومتر)، اوزون دره (به درازای 50 كيلومتر)، چمل گين (به درازای 20 كيلومتر)، حلب (به درازای 40 كيلومتر)، خويين (به درازای 30 كيلومتر)، كاكا (به درازای 30 كيلومتر)، سياوه رود (به درازای 25 كيلومتر)، شورفشاپور (به درازای 420 كيلومتر)، على جولاچای (به درازای 12 كيلومتر) و قلعه چای (به درازای 60 كيلومتر). مهم ترين رودخانه هاى فصلى استان زنجان عبارتند از: آب بر (به درازای 25 كيلومتر)، آب لار (به درازای 20 كيلومتر)، آق زوج چای (به درازای 32 كيلومتر)، آقبلاغ چای (به درازای 17 كيلومتر)، التماس دره سى (به درازای 15 كيلومتر)، الله لوچای (به درازای 20 كيلومتر)، اوزون دره گوجه قيه (به درازای 32كيلومتر)، بيزينه رود (به درازای 75 كيلومتر)، بيوک چاى (به درازای 25 كيلومتر)، تخته يورد (به درازای 30 كيلومتر)، تلخه رود زنجان (به درازای 6 كيلومتر)، چسب (به درازای 32 كيلومتر)، دربند(به درازای 12 كيلومتر)، سارمساقلو (به درازای 33 كيلومتر)، سهرين (به درازای 30 كيلومتر)، سيلاب گميش آباد (به درازای 20 كيلومتر)، سجاس رود (به درازای 60 كيلومتر)، سرابند (به درازای 44 كيلومتر)، شورهمدان (به درازای 120 كيلومتر)، شوراب (به درازای 18 كيلومتر)، شورچاى (به درازای 35 كيلومتر)، شورسهرورد (به درازای 45 كيلومتر)، قره چای (به درازای 44 كيلومتر)، قره قوش (به درازای 40 كيلومتر)، قلات (به درازای 33 كيلومتر)، گورگورچای (به درازای 4 كيلومتر)، لجام گير(28 كيلومتر)، لوان چای (به درازای 23 كيلومتر) و ميرجان سويی (به درازای 40 كيلومتر). اين رودخانه ها در مناطق مختلف استان از جمله شهرستان هاى ابهر، ماه نشان، زنجان، ايجرود، طارم و خدابنده و در روستاها و بخش های مختلف این منطقه جارى هستند. وجود رودخانه ها و ریزابه های فراوان در منطقه سبب احداث دو سد مهم گاوازنگ و تهم در زنجان شده است. این سدها كه در شمال شهر ساخته شده اند وظیفه تامین آب آشامیدنی پرجمعیت ترین شهر استان زنجان را به عهده دارند و علاوه بر آن دریاچه های مصنوعی پشت این سدها ارزش تفریحی و تفرجگاهی نیز به آن ها داده است. آب هاى زير زمينى استان زنجان به علل گوناگونی از جمله بافت خاک ها، نوع آب و هوا و میزان بارش غنی هستند و از نظر تامين منابع آبى اهميت زيادى دارند. بیش تر روستاهای این استان از آب های زیرزمینی به صورت حفر چاه ها و کاریزها استفاده می کنند. چشمه هاى معدنى استان به دو صورت چشمه هاى آب گرم معدنى و چشمه هاى آب سرد معدنى شكل گرفته اند. از اين ميان بيش تر چشمه هاى آب گرم از نظر جاذبه هاى گردشگرى داراى اهميت هستند. این چشمه ها با عبور از لايه هاى آهكى زيرزمينى و اختلاط با گازهاى گوگردى از درجه حرارت بالايى برخوردار شده و به خاطر داشتن كيفيت گوگردى و آهكى به عنوان داروی شفابخش امراض رماتيسمى مورد استفاده قرار مى گيرند. نکته جالب در مورد چشمه های استان این است كه پس از زلزله سال 1369 و ايجاد دگرگونى در لايه هاى زيرزمينى، بر درجه حرارت آب هاى گرم معدنى در سطح استان افزوده شده است. چشمه آب گرم وننق در نزديكى روستاى وننق در 30 كيلومترى جاده سهرين به باختر زنجان، چشمه آب گرم ابدال در 30 كيلومترى جنوب باخترى زنجان در نزديكى روستاى ابدال، چشمه آب گرم گرماب در 60 كيلومترى خدابنده در حومه روستاى گرماب، چشمه آب گرم قنيرجه در 10 كيلومترى روستاى علم كندى شهرستان ماه نشان، چشمه آب گرم احمد آباد در جنوب باخترى منطقه حفاظت شده انگوران و در15 كيلومترى معدن سرب انگوران واقع در شهرستان تكاب در استان آذربايجان باخترى برخى از چشمه هاى آب گرم معدنى استان زنجان هستند که علاوه بر خواص دارویی و درمانی از اهمیت توریستی نیز برخوردار است. چشمه هاى آب سرد معدنى استان زنجان داراى تركيبات گوگردى، منيزيمى و زاج هستند. اين آب ها گازدار بوده و به عنوان دافع سنگ كليه مورد استفاده قرار مى گيرند. مهم ترين چشمه هاى آب سرد استان را آب معدنى الله بلاغى واقع در 50 كيلومترى شمال زنجان و حومه روستاى ماهان در شهرستان طارم و چشمه آب معدنى عمقين در 15 كيلومترى لوشان در جاده سيروان شهرستان طارم تشکيل می دهند. از اين رو می توان گفت تمام مناطق استان زنجان به لحاظ وجود منابع آب دارای اهمیت بوده و از این لحاظ غنی است. آبشار شارشار تنها آبشار شناخته شده در زنجان است که در منطقه تهم، در شمال باختری شهر زنجان واقع شده است. اين آبشار كه به طرز بسیار زیبایی در میان سنگ های صخره ای قرار گرفته است، حدود 5 کیلومتر با دریاچه مصنوعی سد تهم فاصله دارد و دسترسی به آن با یک کوهنوردی یک ساعته امکان پذیر است.

     

    رودخانه سفید رود یا قزل اوزن

     

    رودخانه قزل اوزن علاوه بر اهمیت اقتصادی بالایی که دارد به دلیل پرآبی، زیبایی و طولانی بودن مسیر خود یکی از مهم ترين روخانه های زنجان است كه در زمینه جاذبه های گردشگری نیز اهمیت زیادی دارد. به برکت آب فراوان باغ های زیبا و سرسبز بسیاری در مسیر اين رودخانه به وجود آمده که منظره بسیار زیبایی به حومه شهر زنجان داده است به طوری كه در تمام سفرنامه های جهانگردان و مستشرقين از این رودخانه و زیبایی و سرسبزی مناطق اطراف آن یاد شده است. مسیر رودخانه قزل اوزن یکی از مهم ترین گردش‌گاه های اهالی زنجان و مناطق اطراف آن یکی از باصفاترین استراحتگاه های مسافران مسیر شمال باختر کشور است. سفيدرود یا قزل اوزن یکی از مهم ترین، بزرگ ترین و مشهورترین رودخانه های ایران و يک رود دایمی به درازای 765 کیلومتر و شیب متوسط 3/0 درصد است که از آبخيزهای 30 كيلومتری شمال باختری سنندج، دهستان مارال (استان کردستان) سرچشمه می گیرد. ارتفاع سرچشمه این رودخانه 2300 متر و ارتفاع ریزشگاه آن 25- متر است. این رودخانه در ابتدای سرچشمه خود چم هانه گلان نام داشته و مسیر حرکت آن شمالی است. پس از طی كردن حدود 10 کیلومتر و مخلوط شدن با چندین رودخانه و ریزابه، به نام های خنجره، گومرش و چم بناسوره، با نام جديد قزل اوزن به سمت شمال خاوری متوجه می شود. به طور کلی سفیدرود یا قزل اوزن از استان های کردستان، زنجان، آذربایجان خاوری و گیلان عبور می كند. رودخانه قزل اوزن در مسیر خود ضمن مخلوط شدن با ریزابه های بسیار با پیچ و خم های متعدد از شهرستان سنندج خارج شده و به دهستان نجف آباد در محدوده شهرستان بیجار وارد می شود. پس از عبور از این دهستان در روستای زرده کمر با چم زر مخلوط می شود. در روستاهای قاسم آباد و علی آباد با رودخانه های یول کشتی و شوراب درهم آمیخته و متوجه خاور می شود. این رودخانه پس از پیمودن مسیری نسبتاً طولانی با خروج از شهرستان بیجار وارد محدوده شهرستان خدابنده (قیدار) می شود. در شهرستان خدابنده از دهستان قشلاقات افشارعبور می كند و با ریزابه های بسیاری از جمله شور، چسب و تلوار مخلوط شده و به روستای محمدآباد وارد می شود. در این روستا تغییر مسیر داده و به سمت شمال منحرف می شود. پس از دور زدن کوه شینه داغ و مخلوط شدن با رودخانه خوزان راه اتومبيل‌ رو زنجان - بيجار را قطع كرده، با رودخانه خویين مخلوط شده و رو به سوی شمال باختری به دهستان انگوران در محدوده شهرستان زنجان وارد می شود. در اين ناحيه با رودخانه های لجام گیر و انگوران چای درهم آمیخته و پس از آن وارد شهرستان ماه نشان می شود. اين رودخانه پس از وارد شدن به ماه نشان از مرکز اين شهرستان عبور كرده و با رودخانه های دربند، قلعه چای و تلخه رود در هم آمیخته و به دهستان چایپاره وارد می شود. در این دهستان ابتدا با زنجان چای و سپس با آجی چای مخلوط شده و به شهرستان میانه از محدوده استان آذربایجان خاوری وارد می شود. در اين قسمت مسیری را به موازات خط آهن تهران - تبریز می پیماید و در ایستگاه پل دختر وارد دره قافلانکوه می شود. در ادامه مسیر خود از چندین روستا در استان آذربایجان خاوری عبور می كند و با رودخانه گرمی و آرپاچای در شهرستان خلخال (در محدوده استان اردبیل) مخلوط می شود. با ورود به دهستان خورش رستم با رودخانه كندرچو و شاهرود مخلوط شده و به محدوده شهرستان طارم وارد می شود. در این شهرستان با رودخانه های آب بر، آب لار، آق روی چای و لوان چای مخلوط می شود و در نهایت به دریاچه سد سفید رود می ریزد. قزل اوزن پس از مخلوط شدن با رودخانه شاهرود به سفید رود تغییر نام داده، رو به سوی شمال خاوری جریان یافته و وارد محدوده شهرستان رودبار می شود. در این منطقه با ریزابه های متعدد بزرگ و کوچک درهم آمیخته و پس از عبور از دهستان رستم آباد به دهستان سنگر در محدوده شهرستان رشت وارد شده و کم کم پهنه بستر آن گسترده تر می شود. رودخانه سفید رود در این منطقه روستاهای زیادی را مشروب ساخته و به دشت گيلان كه از آبرفت‌های همين رودخانه پديد آمده است، وارد می شود. وسعت دلتای سفيدرود که بیش از 1250 كيلومتر مربع است، از دشت گيلان آغاز می ‌شود و نخستين شاخه آن كه خمام‌ رود نام دارد در همين منطقه از آن جدا می شود. سفيد رود در دلتای خود به سوی شمال جريان می ‌يابد و در روستای پاشاكی با ديسوم‌ رود مخلوط شده و به دهستان كوچصفهان وارد می ‌شود. در همين محل شاخه ديگری كه نورود نام دارد از آن منشعب شده و به سوی آستانه اشرفيه روان می ‌شود. در اين شهر تغيير جهت داده و با چند پيچ و تاب به سوی شمال رهسپار می ‌شود و سرانجام در شمال منطقه كياشهر به دريای خزر می ريزد. همجواری كناره های رودخانه قزل اوزن با جاده اصلی تهران - تبريز زمينه استفاده گردش‌گاهی از این رودخانه را افزايش داده است و همچنين عبور این رودخانه بزرگ و زیبا از چندین استان و ده ها شهر، بخش، دهستان و روستا سبب رونق و آبادانی مناطق عبوری آن شده است و معمولا به عنوان گردش‌گاه اهالی از آن ها استفاده می شود. رودخانه قزل اوزن نه تنها برکت و آبادانی را به استان زنجان هدیه کرده، بلکه كشتزارها و باغ های سرسبز كناره های آن جلوه بسيار زيبايی را در طول چهار فصل به نمايش می گذارند و دوستداران طبیعت را به سوی خود جذب می كنند. همین امر بر ارزش های توریستی رودخانه قزل اوزن در کنار ارزش های اقتصادی آن تاكيد می كند.

     

    رودخانه زنجان رود

     

    یکی از مهم ترين رودخانه های استان است که در شهرستان های ابهر و زنجان جاری می باشد. این رودخانه دايمی که 142 کیلومتر طول داشته و ارتفاع سرچشمه آن 1780 متر است، از آبخيزهای دهستان سلطانيه در 38 کیلومتری خاور زنجان سرچشمه گرفته و دره پهناور زنجان رود را به سوی شمال باختری طی می کند. این رودخانه از جنوب شهر زنجان عبور می کند و پس از مشروب كردن روستاهای مشک آباد، نیماور، بناب، دیزج، خانه بران و سالیان از جنوب شهر زنجان گذشته و به موازات راه اتومبیل رو و راه آهن زنجان - میانه به سوی شمال باختری به جریان خود ادامه می دهد. در این مسیر روستاهای کوشکان والارود، خرم پی و برخی روستاهای دیگر را سيراب كرده و در نهایت به روستای سرچم پایين می رسد. در اين روستا به سوی باختر تغییر مسير داده و پس از سیراب كردن روستاهای چوروک، الوارلو، گوگلان و رجین در 3 کیلومتری باختر روستای رجین به قزل اوزن می ريزد. ارتفاع ریزشگاه این رودخانه 1100 متر، شیب متوسط آن 5/0 درصد و حوزه آن دریای خزر است.

     

     

     

    ابهر رود

     

    مهم ترين رودخانه جاری در سرتاسر شهرستان ابهر و شریان حیاتی این منطقه است. اين رود شاخه ‌ای از رودخانه شور فشاپويه بوده و در شهرستان‌های ابهر، تاكستان، قزوين، كرج، تهران و قم جريان دارد و از دو شاخه فصلی و دایمی تشکیل شده است. سرچشمه شاخه فصلی آن از كوه سرآهند در حوالی گردنه الله اكبر سلطانيه است. شاخه دایمی آن به نام كينه ورس نيز از كوه های رستم، سالارداغی و سندان سرچشمه می گيرد. اين شاخه از شعبات متعددی تشكيل شده و با جهت شمال باختری به جنوب خاوری در نزديكی ابهر به شاخه فصلی می پيوندد و با نام ابهررود جريان می يابد. اين رودخانه در مسير خود آب های ابهر، خرم دره، چالچوق و سيلاب های شناط و جندق را پذيرا شده و پس از مشروب ساختن مزارع روستاها و شهرهای مسیر خود در صایين قلعه، هيدج، خرم دره، ابهر، تاكستان، دو دانگه و قزوين به رودخانه شور و در آخر به درياچه نمک قم می ريزد.
    مقدار آبی كه در رودخانه ابهر رود جريان دارد، در ايستگاه هيدرومتريک روستای قروه 316 ميليون متر مكعب در سال اندازه گيری شده است. اين رودخانه در شهرستان ابهر و در پایين ترين سطح شهر قرار دارد. در بعضی از قسمت های مسير آن، آب از زير زمين بالا آمده و به آب رودخانه افزوده می گردد به همين خاطر اين رودخانه نوعی زاینده رود به شمار می آید. اهالی در نقاط مختلف شهر، با بستن بندهایی آب را از مسير خود منحرف كرده و به سمت مزارع شهرها و روستاها روانه می كنند، ولی آب رودخانه تا رسيدن به بند پایينی دوباره افزايش پيدا كرده و پرآب می گردد. در اطراف اين رودخانه و ديگر رودخانه های منطقه، درختان تبريزی، بيد، نارون و سپيدار توسط اهالی كاشته شده كه مصارف صنعتی و ساختمانی دارند. اين درختان پس از رشد كافی قطع شده و برای مصارف صنعتی به تهران و ديگر شهرهای مجاور حمل می شوند. در دامنه بیش تر كوه های منطقه چشمه هايی وجود دارد كه در فصل های بهار، پاييز، زمستان و تابستان آب در آن ها جاری است و دره های سبز و خرمی را در مسير خود به وجود آورده اند و به واسطه آن ها، سراسر منطقه در فصل های مختلف به رنگ های گوناگون درمی آیند. زیباترین فصل آن ها در بهار است که حاشیه این چشمه ها، سرسبز، پرگل و زيبا است. قنات هايی نيز توسط اهالی منطقه حفر شده كه از آن ها در آبياری باغ ها و مزارع استفاده می شود. قنات های آخوند، خودآفرين، امام جمعه محمد بيک، خونين، آب قنات علی، گشنيز گلی، غازگلی، كاريز پاشا و... مشهورترين اين قنات ها هستند كه در آبیاری مزارع و باغ ها نقش مهمی را ایفا می کنند و در شهرها و روستاهای پیرامون شهرستان ابهر پراکنده شده اند.

     

    چمل گین طارم

     

    یک رود دایمی به طول 20 کیلومتر و شیب متوسط 4/9 درصد است که دارای مسیر جنوب باختری بوده و در محدوده شهرستان طارم جریان دارد. این رودخانه از کوه ولان در 16 کیلومتری باختر شمالی ماسوله سرچشمه می گیرد و تا محدوده شهرستان طارم ادامه پیدا می کند. ارتفاع سرچشمه رودخانه چمل گیر 2350 متر و ارتفاع ریزشگاه آن 480 متر است. اين رودخانه در انتهای مسير خود به رودخانه قزل اوزن می ریزد.

     

    رودخانه خويين ايجرود

     

    یک رود دايمی و از جمله رودخانه های مهمی است که در شهرستان ايجرود جريان دارد. اين رودخانه به طول 30 كيلومتر و شیب متوسط 3/0 درصد از تلاقی رودخانه‌های اوزون دره و سُجاس رود در 48 كيلومتری جنوب باختری زنجان پديد می‌آيد و ارتفاع سرچشمه آن 1550 متر است. رودخانه خويين در مسیر عبوری خود، روستاهای خويين، گرنه و آركوين را سيراب كرده و به موازات راه اتومبيل‌ رو زنجان - بيجار به سوی جنوب باختری روان می شود و پس از عبور از شمال روستای «ينگی كند جامع السرا» در محل پل قزل‌اوزن به رودخانه قزل‌اوزن می ريزد که ارتفاع ريزشگاه این رودخانه 1450 متر است.

     

     

     

     

    رودخانه سیاوه رودطارم

     

    یک رود دایمی به طول 25 کیلومتر و شیب متوسط 5/7 درصد است که در روستای درام در محدوده شهرستان طارم جریان دارد. این رودخانه از کوه شاه معلم در 6 کیلومتری شمال باختری ماسوله سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2350 متر است. سياوه رود با نام آندره به سوی جنوب باختری سرازیر می شود و در مسیر عبوری خود روستاهای سیاوه رود و درام را آبیاری می كند. اين رودخانه كه ارتفاع ریزشگاه آن 480 متر است به رودخانه قزل اوزن می ریزد.

     

    رودخانه شور فشاپويه خدابنده

     

    یک رودخانه دایمی به طول تقریبی 420 کیلومتر، شیب متوسط 4/0 درصد و مسير كلی جنوب خاوری است که در استان های قم، تهران، مرکزی، قزوین، زنجان و شهرستان های قم، تهران، ساوه، كرج، قزوين و خدابنده جريان دارد. این رودخانه از دامنه باختری کوه قره داغ در30 کیلومتری شمال خاوری قیدار سرچشمه گرفته و با نام خررود از دهستان سجاس رود عبور می کند. ارتفاع سرچشمه این رودخانه 2300 متر بوده و ضمن عبور از چندین دهستان با ریزابه های بسیار از 10 کیلومتری خاور شهر قیدار گذشته و با نام چای خررود به دهستان خرقان باختری در حومه شهرستان قزوین وارد می شود. این رودخانه پس از عبور از روستاهای بسیار و مشروب كردن آن ها با رودخانه شور خرقان مخلوط شده و راه اتومبیل رو قزوین - همدان را قطع می كند و سپس وارد دهستان خرقان خاوری می شود. پس از آن با رودخانه های آوج و کلنجین درهم آمیخته و رو به سوی شمال خاوری جریان می یابد. پس از عبور از روستای سكزناب از دره خاوری كوه قره قرقان عبور كرده و به دهستان افشاريه وارد می ‌شود. رودخانه خررود در اين دهستان با رودخانه اورونگاش مخلوط می شود، و روستاهای حصار، نوهوب و رحمت آباد را مشروب ساخته و پس از آن به صورت خشكرودی به دهستان رامند جنوبی و سپس به دهستان دشت آبی وارد می‌ شود. این رودخانه در این دهستان با ابهررود مخلوط شده و به رود شور فشاپویه تغییر نام داده و به سوی جنوب منحرف می شود و از باختر روستای قشلاق حسین خانی گذشته و پس از طی مسیری 8 کیلومتری دوباره به سمت خاور منحرف شده و وارد شوره زارهای دامنه جنوبی کوه ها می شود. رودخانه شور فشاپویه از ميان شوره ‌زارهای دامنه جنوبی ارتفاعات، حلقه‌ وارعبور كرده و پس از گذشتن از دامنه خاوری كوه كردها به دهستان زرند از شهرستان ساوه داخل می شود. سپس رو به سوی جنوب خاوری، خط آهن تهران - قم و همچنين راه اتومبيل ‌رو تهران - ساوه را قطع كرده و وارد دهستان فشاپويه در محدوده شهرستان تهران می شود. در اين دهستان نخست در قشلاق هفت تپه، با رودخانه سرود ادغام و سپس به موازات رودخانه كرج و به فاصله متوسط 10 كيلومتری رو به سوی جنوب خاوری روان می شود. يک قوس بزرگ راستگرد را طی كرده و از دهستان فشاپويه خارج و به دهستان قمرود از شهرستان قم وارد می ‌شود. این رودخانه پس از طی مسیری طولانی و گذشتن از مناطق مختلف در 75 كيلومتری خاور قم به درياچه نمک می ‌ريزد که ارتفاع ريزشگاه آن 795 متر است.

     

    آب برطارم

     

    یک رودخانه كوچک فصلی به طول 25 كيلومتر و شیب متوسط 9 درصد است که در بخش مرکزی دهستان آب بر و در محدوده شهرستان طارم جاری است. این رودخانه از دامنه جنوبی كوه بندگدوک، در67 كيلومتری شمال خاوری شهر زنجان سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2600 متراست. آب بر در کل مسیر جنوبی دارد و با ارتفاع ريزشگاه 350 متر به قزل اوزن می ریزد.

     

    آب لارطارم

     

    یک رود فصلی به طول 20 کیلومتر و شیب متوسط 11 درصد است که در روستای دستجرده از بخش چورزق در محدوده شهرستان طارم جاری است. رودخانه آب لار از دامنه جنوبی كوه فشم و دامنه باختری كوه چیلاوی در 66 كيلومتری شمال خاوری شهر زنجان سرچشمه می گيرد و ارتفاع سرچشمه آن 2500 متر است. این رودخانه از روستاهای شاه نشین، خرم آباد و دستجرده عبور كرده و آن ها را آبیاری می كند. رودخانه آب لار به رودخانه قزل اوزن می ریزد و ارتفاع ریزشگاه آن 340 متر است.

     

    آق زوج چای‌طارم

     

    یک رودخانه فصلی به طول 32 کیلومتر و شیب متوسط 7 درصد است که مسیر شمال خاوری دارد و در محدوده شهرستان طارم جاری است. این رودخانه از دامنه شمالی كوه كلاش و دامنه خاوری كوه كمره در 36 كيلومتری خاور شهر زنجان، سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2050 متر است. رودخانه آق زوج چای در مسیر عبوری خود روستاهای پرانقور، چيلان كشه و هند زمين را سیراب می كند و در نهایت به رودخانه قزل اوزن می ریزد.

     

    رودخانه آقبلاغ چای خدابنده

     

    یک رود فصلی به درازای 17 کیلومتر و شیب متوسط 3 درصد است که در شهرستان خدابنده، در روستاهای شیوانات و گرماب از بخش افشار جريان دارد. رودخانه آقبلاغ چای از دامنه های شمالی کوه چنگ الماس در64 کیلومتری جنوب باختری شهرستان خدابنده سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2030 متر است. رودخانه آقبلاغ چای در مسیر خود از روستاهای جعفرآباد، فتح آباد و چپقلو عبور می کند و در 12 کیلومتری جنوب خاوری روستای محمد شالو (واقع در32 کیلومتری خاور شهرستان بیجار) به رودخانه تلوار می ریزد.ارتفاع ریزشگاه این رودخانه 1520 متر است.

     

    رودخانه بيزينه رود خدابنده

     

    یک رود فصلی به درازای 75 کیلومتر و شیب متوسط 3/1 درصد است که در محدوده شهرستان خدابنده جریان دارد. این رودخانه از دامنه های باختری کوه خرقان در60 کیلومتری جنوب خاوری خدابنده سرچشمه گرفته و در دهستان بزينه رود شهرستان خدابنده جريان می یابد. ارتفاع سرچشمه این رودخانه 2500 متر است و در طی مسیر خود از روستاهای بسیاری از جمله ملابداخ، هـی كهيلا، بزين، شورور، قره محمد، سرين، زرين آباد، حصار بالا و حصار پايين عبور كرده و این مناطق را سیراب می كند. رودخانه بیزینه رود پس از طی مسیری نسبتاً طولانی به رودخانه شور در 3 کیلومتری شمال خاوری گرماب و 86 کیلومتری شمال باختری کبودرآهنگ می ریزد و ارتفاع ریزشگاه آن 1550 متر است.

     

    رودخانه چسب ايجرود

     

    چسب یک رودخانه‌فصلی به طول 32 کیلومتر و شیب متوسط 2 درصد است که در شهرستان ایجرود جریان‌دارد. این رودخانه از دامنه شمالی کوه های قراول و سريال در 58 كيلومتری‌جنوب‌زنجان‌سرچشمه‌گرفته و رو به سوی باختر جريان پیدا می‌کند.ارتفاع سرچشمه این رودخانه 2100 متر است و پس از مشروب كردن روستاهای بسیار سرانجام به رودخانه قزل اوزن می ریزد.

     

    رودخانه سُجاس رود خدابنده

     

    یک رودخانه فصلی به طول 60 کیلومتر است که در دهستان سجاس رود از بخش سجاس رود شهرستان خدابنده جريان دارد. این رودخانه از دامنه های جنوبی کوه آق داغ در 28 کیلومتری شمال خاوری خدابنده سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن1900 متر است. رودخانه سجاس رود در ابتدای سرچشمه خود مسیری به سمت جنوب باختری دارد ولی پس از عبور از روستای مزید آباد و مخلوط شدن با ریزابه های متعدد به سمت شمال باختری تغییر مسیر داده و از روستاهای سيمان، سجاس، چنقور، نهاويس، دولجين، زرز، آقاجری و سُها عبور كرده و آن ها را آبیاری می کند. در روستای سها به سوی باختر تغییر مسیر می دهد و ضمن عبور از دره جنوبی کوه بیوک قیه، روستای قلابر را مشروب ساخته و در این روستا با ریزابه روستای جوقين مخلوط می شود. پس از عبور از روستای بلوبین، در یک کیلومتری شمال باختری این روستا با رودخانه اوزون دره مخلوط شده و با هم رودخانه خویین را پدید می آورند. ارتفاع ریزشگاه سجاس رود 1500 متر است.

     

    رودخانه شور همدان خدابنده

     

    یک رود فصلی به طول 120 کیلومتر و شیب متوسط 7/0 درصد است که در دهستان مهربان (شهرستان همدان) و دهستان گرماب از بخش افشار (شهرستان خدابنده) جريان دارد. این رودخانه از دامنه باختری كوه های سيد مزار و سوباشی در 6 كيلومتری جنوب خاوری گل‌ تپه و در 52 كيلومتری شمال باختری همدان سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2300 متر است. رودخانه شور همدان در 49 كيلومتری شمال خاوری بيجار وارد بخش و دهستان بزينه‌ رود از شهرستان خدابنده می ‌شود. این رودخانه در مسیر طولانی خود از روستاهای گل ‌تپه، گوزال ابدال، خبرارخی، صفاريز، كند بلاغی، عبدالمؤمن، آق‌كند، قاباق تپه، الان بالا، الان پايين، دوزون دره، چالی، آب مشگين، خوايی، حاجی آباد، رستم آباد، آقچه گنبد، مصرآباد سوله، قاجار، توحيدلو و اصلانلو عبور كرده و آن ها را سیراب می سازد. رودخانه شور همدان در نهایت پس از طی مسیری حدود 120 کیلومتر، به رودخانه قزل اوزن می ریزد و ارتفاع ریزشگاه آن 1440 متر است.

     

    رودخانه شورچای خدابنده

     

    یک رودخانه فصلی به درازای حدود 35 کیلومتر و شیب متوسط 9/1 درصد است که در محدوده شهرستان خدابنده جریان دارد. این رودخانه از دامنه جنوبی و باختری کوه سیاه در 27 کیلومتری شمال خاوری دهستان گرماب از بخش افشار و 26 کیلومتری جنوب باختری قیدار سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2150 متر است. این رودخانه پس از عبور از روستاهای زاغه ‌لو، مسگر، قازقلو، يوزباشی و توحيدلو به رودخانه شور همدان می ریزد که ارتفاع ریزشگاه آن 1490 متر است.

     

    رودخانه شور سُهروردخدابنده

     

    یک رودخانه فصلی به طول تقریبی 45 کیلومتر و شیب متوسط 3/1 درصد است که در دهستان های حومه و سهرورد از بخش مرکزی شهرستان خدابنده جریان دارد. این رودخانه از دامنه شمالی ارتفاعات خاوری روستای حسام آباد در 25 کیلومتری جنوب قیدار سرچشمه می گیرد و ارتفاع سرچشمه آن 2050 متراست. رودخانه شور سهرورد در مسیر عبوری خود از روستاهای قل ‌علی، دلاير بالا، دلایر پايين، صالح آباد، يار احمدلو، گوجه لوجه و مهدی ‌لو عبور كرده و در خاور روستای جمعه ‌لو در 37 كيلومتری جنوب باختری قيدار به رودخانه قزل‌اوزن می‌ ريزد. ارتفاع ریزشگاه این رودخانه 1450 متر است.

     

    رودخانه قره قوش ايجرود

     

    یک رود فصلی به درازای 40 كيلومتر و شيب متوسط 6/1 درصد است، در شهرستان ايجرود جريان دارد. این رودخانه از دامنه كوه های قيدار، كولتان و سريال در 59 كيلومتری جنوب زنجان سرچشمه می ‌گيرد و ارتفاع سرچشمه آن 2100 متر است. مسير كلی رودخانه قره قوش باختری می باشد و در طی مسیر خود پس از عبور از روستای قره قوش، دامنه جنوبی كوه كولتان را به سوی جنوب باختری دور زده و به سوی روستای قلوجوق روان می شود. در اين روستا تغيير جهت داده و با كمی انحراف به سوی باختر جريان مى‌يابد. اين رودخانه در طول راه روستاهای چپقلو، عباسلو، ابراهيم آباد و يارمجه را سيراب می كند و در يک كيلومتری باختر روستای يارمجه به قزل‌اوزن که ارتفاع ريزشگاه آن نیز 1450 متر است، می ريزد.

     

     

     

     

    قلات رود طارم

     

    یک رودخانه فصلی به درازای 33 كيلومتر و شیب متوسط 6 درصد است که در محدوده شهرستان طارم جریان دارد. این رودخانه از دامنه شمالی كوه های اقليد و بنارود در 17 كيلومتری شمال خاوری زنجان سرچشمه گرفته و رو به شمال سرازير می شود. ارتفاع سرچشمه اين رودخانه 2400 متر است و در مسیر عبوری خود از روستاهای چالگان، علی آباد، شیلان در، ابراهیم آباد، کهیا، قلات و سانسز عبور می كند و در نهایت در روستای استاکل با ارتفاع ریزشگاه 380 متر به رودخانه بزرگ قزل اوزن می ریزد.

     

    لوان چای طارم

     

    یک رودخانه فصلی است به طول 23 کیلومتر و شیب متوسط 8/9 درصد که در محدوده شهرستان طارم جریان داشته و دارای مسیر کلی شمال خاوری است. این رودخانه از دامنه خاوری کوه های قره داش سندستان و چله خانه در 25 کیلومتری شمال خاوری سرچشمه گرفته وارتفاع سرچشمه آن 2650 متراست. الوان چای در مسير خود از روستاهای شیر مشه، ایچ، جیا و ارشت عبور كرده و در نهایت به قزل اوزن می ریزد. ارتفاع ریزشگاه اين رودخانه 390 متر است.

     

    چشمه معدنی وننق زنجان

     

    چشمه آب معدنی وننق در محدوده شهرستان زنجان و حدود 21 كيلومتری جاده زنجان - ميانه در روستای وننق واقع شده است. مسیر دسترسی به اين چشمه زيبا كه بر فراز تپه ای به ارتفاع 200 متر قرار گرفته است از ميان كشتزارها و تپه های متعدد می گذرد. اين چشمه دو مظهر دارد كه مظهر اول حوضچه ای كم عمق با درازای دو متر و پهنای يک متر و آبدهی حدود 7 ليتر در دقيقه است. آب اين حوضچه از شمال باختری آن خارج شده و در مجرای باريكی سرازير می شود. مظهر دوم يك حوضچه مربع شكل به ابعاد 5/2 متر و عمق حدود يك متر است كه اطراف آن را سنگ چين كرده اند. بررسی و آزمايش آب دو چشمه نشان می دهد كه آب آن ها در رديف آب های معدنی سولفاته كلسيک گرم است.

     

    چشمه آب گرم ابدال زنجان

     

    چشمه آب گرم روستای ابدال در جنوب باختری جاده زنجان - تبریز و در محدوده شهرستان زنجان واقع شده است. این چشمه كه در ارتفاعات ابدال قرار گرفته، دارای خاصیت های درمانی و دارویی است و مورد استقبال اهالی و مسافرین عبوری منطقه قرار می گیرد.

     

    چشمه های گرماب خدابنده

     

    این چشمه ها كه در جنوب خاوری شهر قيدار و در روستای گرماب واقع شده اند، جلوه توريستی و زیبایی به روستای باستانی گرماب بخشیده اند. این چشمه ها مورد استفاده اهالی و بازدیدکنندگان از منطقه قرار می گیرند.

     

    چشمه آب معدنی الله بلاغی طارم

     

    چشمه آب معدنی الله بلاغی در نزديكی روستای ماهان، در محدوده شهرستان طارم واقع شده است و به مصارف دارویی و درمانی اهالی منطقه و مراجعان از نقاط دیگر می رسد.

     

    آبشار شارشارزنجان

     

    آبشار شارشار تنها آبشار شناخته شده در سطح شهرستان است که در منطقه تهم، در شمال باختری شهر زنجان واقع شده است. اين آبشار كه به طرز بسیار زیبایی در میان سنگ های صخره ای قرار گرفته است، حدود 5 کیلومتر با دریاچه مصنوعی سد تهم فاصله دارد و دسترسی به آن با یک کوهنوردی یک ساعته امکان پذیر است.

     

     

    دریاها، سدها، جزیره هاو تالاب ها استان زنجان

     

     در شمال باختری شهر زنجان و پشت سد خاکی تهم يك دریاچه مصنوعی به وجود آمده است كه به تازگی و به منظور تامین آب مردم شهر زنجان تاسیس شده است که امروزه به یکی از تفریح گاه های طبیعی بزرگ و معروف منطقه تبدیل شده است.

     

    دریاچه سد تهم

    در شمال باختری شهر زنجان و پشت سد خاکی تهم يك دریاچه مصنوعی به وجود آمده است كه مسیر دسترسی آن از انتهای خیابان شهید دستغیب و حدود 11 کیلومتر بالاتر از آن می باشد. این دریاچه که به تازگی و به منظور تامین آب مردم شهر زنجان تاسیس شده است، در حال تبدیل شدن به محل پرورش ماهی و یکی از گردش‌گاه های اصلی مردم است.

     

     

    کوه ها، غارها، دشت ها،دره هاو جلگه ها استان زنجان

     

    زنجان يک استان كوهستانى است كه مطالعه ارتفاعات متعدد آن اطلاعات زیادی به دست می دهد. شهرها و روستاهاى این استان؛ در دامنه ها و دشت هاى بين رشته كوه ها قرار گرفته اند و اغلب با آب هایی که از این کوه ها جاری می شوند، آباد شده اند. رشته كوه هاى محدوده استان زنجان از نظر زمان پيدايش به دوران سوم زمين شناسى منسوب مى شوند كه فرسايش دوران چهارم سبب تغيير چهره آن ها شده است. جهت و امتداد عمومى كوه هاى استان، شمال باخترى ، جنوب خاوری و در بعضى نقاط خاوری ، باختری است. اين استان به طور متوسط حدود 1500 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. پست ترين نقطه داخل آن با ارتفاع 300 متر در منطقه طارم و بلندترين قله آن با ارتفاع بيش از 3000 متر در كوه هاى تخت سليمان در ارتفاعات شهرستان ماه نشان واقع شده است. حدود60 درصد از ارتفاعات منطقه در شهرستان زنجان، طارم و ماه نشان قرارگرفته اند و برخى از ارتفاعات مهم نيز در شهرستان هاى ابهر و خرم دره واقع شده اند. ارتفاعات بيش از 3000 متری منطقه در باخترى ترين بخش استان (شهرستان ماه نشان) قرار گرفته است. قيز قالاسى با ارتفاع 3214 متر در بخش انگوران شهرستان ماه نشان واقع شده و از بلند ترين قله هاى استان زنجان به شمار می آيد. بيش از 274 كوه در استان زنجان شناسايى شده اند كه قسمتى از اين ارتفاعات به طور سلسله وار دامنه های حاصلخيزی دارند. تركيب قرار گرفتن آن ها عبارتند از:
    رشته شمالى (رشته كوه هاى البرز) كه در قسمت شمال رودخانه قزل اوزن قرار گرفته، جهت خاوری ، باختری دارد و كوه هاى مهم آن از خاور به باختر عبارتند از: كوه هاى طالقان، سيالان و الموت. مرتفع ترين نقطه اين رشته كوه تخت سليمان به ارتفاع 4400 متر است که دارای يخچال طبيعى نيز است. رشته ديگر موازى با رشته اول و در قسمت جنوبى رودخانه واقع شده و خط الراس آن حد طبيعى طارم، زنجان و ابهر را تشكيل می دهد.
    رشته سوم تقريباً موازى رشته دوم و در جنوب شهر زنجان كشيده شده كه خط الراس آن حد طبيعى قيدار با بخش حومه زنجان و ابهر محسوب مى شود. رشته چهارم تقريباً موازى با رشته سوم، بين دهستان هاى ايجرود، سجاس رود، قشلاقات و شهرها واقع شده و به كوه ققدارمعروف است. رشته پنجم در قسمت باختری شهرستان زنجان و موازى با رودخانه قزل اوزن واقع شده و جهت آن از جنوب خاوری به شمال باختری كشيده شده است. خط الراس آن حد طبيعى تكاب و همدان بوده و اين رشته بين زنجان و ميانه به قافلانكوه مشهور است. قافلان كوه كوه جوانی است که در دوران سوم زمين شناسی به علت فشارهای زیر زمینی به وجود آمده است. اين كوه به علت واقع شدن در جنوب و جنوب خاوری ميانه و هم چنين جريان داشتن رود قزل اوزن در خاور آن دارای اهميت ويژه ای است. اين کوه با ارتفاع 1535 متر در محدوده شهرستان ميانه بخش مركزی، دهستان قافلان كوه باختری و در 9 كيلومتری جنوب خاوری مركز شهرستان ميانه واقع شده است. در حد فاصل کوه های متعدد استان زنجان، دشت ها و دامنه ها واقع شده اند. دشت های منطقه كه در پایین ارتفاعات قرار گرفته و غالباً رودخانه ای در آن ها جریان دارد، از مهم ترین مکان های استقرار اجتماعات انسانی استان به شمار می آیند. براساس مطالعات طرح جامع آب كشور، دشت هاى استان زنجان به 7 دشت زنجان، سلطانیه، ابهر، خرم دره، گرماب، زری آباد، گل تپه، سجاس، حلب، ماه نشان، انگوران، دندى، قیدار و طارم علیا تقسيم شده اند.

     

    گردشگری جغرافيايی (ژئوتوریسم) استان زنجان

     

    امروزه شاخه جدیدی از اکوتوریسم منشعب شده است که ژئوتوریسم یا گردشگری زمین شناسی نام دارد. ژئوتوریسم با تکیه بر پدیده های زمین شناسی به موضوع گردشگری می پردازد. دیدن انواع فرسایش های آبی، بادی، شیاری، خندقی و... بازدید از گسل ها، غارنوردی و دیدن پدیده های استالاگتیتی و استالاگمیتی از دیدگاه زمین شناسی، بازدید ازلایه بندی های مشخص روی ارتفاعات، مشاهده چین خوردگی ها و مخروط افکنه و واریزه ها و... قسمتی از فعالیت های مربوط به ژئوتوریسم را تشکیل می دهد. این نوع گردشگری تا حدودی علمی بوده و برای مناطقی چون استان زنجان که از زمین شناسی دیرینه ای برخوردار است، بسیار مفید به نظر می رسد. با توجه به تازه بودن اين مقوله، تا کنون در این زمینه اقدامات خاصی در استان انجام نشده است ولی با توجه به بستر متنوع زمین شناسی در استان زنجان این شاخه از اکوتوریسم به راحتی می تواند در این منطقه توسعه پیدا کند.
    استان زنجان به لحاظ زمين شناسى داراى قدمت زيادى است. در نواحى مختلف استان مى توان آثارى را از تمام دوران هاى زمين شناسى مشاهده كرد. جوان ترين يافته هاى زمين شناسى در منطقه زنجان را می توان در ارتفاعات مشرف به رودخانه قزل اوزن و شعب آن پیدا کرد كه به اواخر دوران سوم زمين شناسى تعلق دارند. قدیمی ترین تشکیلات منطقه متعلق به 335 میلیون سال پیش در کوه های زنجان جنوبی و رشته کوه های شمال باختری نمایان است. سن رشته كوه هاى جنوبى شامل كوه هاى جهان داغ و ملاداغ و رشته كوه هاى سلطانيه و كوه دميرلو تا بلندى هاى شمال رود قزل اوزن كه متعلق به دوران اول و دوم زمين شناسى هستند 125 تا 335 ميليون سال تعیین شده است. اين كوه ها بيش تر از سنگ هاى شيل و آهک هاى كرتاسه تشكيل شده اند. رشته كوه هاى زنجان شمالى (كوه هاى ذاكر، قاجار و قرل جا) از سنگ هاى گرانيت متعلق به دوره ژوراسيک از دوران دوم زمين شناسى و با قدمت 125 ميليون سال تشكيل شده اند. تقريبا بقيه رشته كوه هاى زنجان شمالى متعلق به اوايل دوران سوم زمين شناسى با قدمت 60 ميليون سال هستند و از سنگ هاى شيل، بازالت و سنگ هاى ماسه اى تشكيل شده اند. كهن ترين تشكيلات استان زنجان را سنگ هايى كه كمى دگرگون شده اند (شيست انگوران) و شيل هاى سبز غير دگرگونى متعلق به تشكيلات كهر و هم چنين گرانيت سفيد رنگ اسيدى با عنوان گرانيت تشکیل می دهند که روى هم رفته مجموعه ی پى سنگ پركامبرين ناحيه زنجان را به وجود می آورند.

     

    پوشش گیاهی استان زنجان

     

    در كوه هاى سلطانيه حدود 2000 متر سنگ هاى ماسه اى، شيلى و دولوميتى به نام گروه اينفراكامبرين (بين كامبرين و پالئوزوئيک) قرار دارند كه به ترتیب از پايين به بالا تشكيلات بايندر، سلطانيه، باروت و زاگون را شامل می شود. سازند زاگون به ضخامت 600 متر (ماسه سنگى) به تشكيلات لالون ختم مى شود كه سن كامبرين زيرين را دارد. سازند زايگون (زاگون) در سنگ هاى شيلى ، ماسه اى دانه ريز و شيل هاى رسى تا سيلتى تشكيل شده و ضخامت آن در نزديكى روستاى غزوات (جنوب و جنوب باخترى روستاى بايندر) بالغ بر 270 متر است كه به علت سست بودن این سازند، به سرعت فرسايش يافته و تيپ دره اى پيدا كرده است. اين نقاط اغلب توسط رسوبات آبرفتى جوان پوشيده شده است و در نواحى چپقلو و قانلى سازندهاى زاگون و لالون از همديگر تفكيک پذير نيستند.
    سازند لالون با ضخامت 500 متر از ماسه سنگ هاى ‌‌‌‌آرگوزى (كه ميزان ذرات كانى فلدسپات در آنها بالاست) با سيمان سيليسى به رنگ ارغوانى با چينه بندى چليپايى، تركيب يافته است. به نظر مى رسد كه سازند لالون نتيجه ويرانى يک توده گرانيتى بزرگ و يا سنگ هاى دگرگونى قديمى باشد زيرا در آن كانى هايى مانند آپاتيت و گرونا نيز ديده شده است. بعد از سازند لالون، سازند ميلا به ضخامت 500 متر به سن كامبرين ميانى تا اردويسين قرار دارد كه اين سازند شامل لايه هايى از سنگ هاى زير است.

    - کوارتزيت قاعده اى به رنگ سفيد تا خاكسترى روشن که در گذشته جزو سازند لالون باعنوان كوارتزيت فوقانى به حساب می آمده و درحال حاضر براى صنعت شيشه سازى در حال بهره بردارى است.

    - دولوميت خاكسترى تيره تا سياه، همواره با لايه هاى نازكى از دولوميت مارنى

    - دولوميت و آهک دولوميتى

    - آهک متبلور به رنگ قرمز روشن و خاكسترى

    - آهک خاكسترى با ميان لايه هايى از دولوميت از روى فسيل هاى تريلوبيت، سن اين سازند در كوه هاى سلطانيه، كامبرين ميانى تا بالايى تعيين شده است.

    در محدوده استان زنجان سنگ های سیلورین و دونین زیرین شناخته نشده و سنگ آهک های دونین بالایی و کربونیفر زیرین به چند مظهر در کوه های تالش محدود می شوند. ماسه سنگ و شيل هاى اوايل پرمين (سازند دورود به ضخامت 100 متر) و سنگ آهک سازند روته (به ضخامت 200متر) متعلق به پرمين بالايى به صورت دگرشيبى بر روى سنگ هاى قديمى قرار دارند. سازند هاى دورود و روته كه مربوط به پالئوزوييک فوقانى است در كوه هاى سلطانيه رخنمون داشته و از كوارتزيت، ماسه سنگ و شيل هاى ارغوانى و آهک هاى خاكسترى تيره ضخيم لايه تشكيل شده است. ضخامت سازند دورود 130 متر و سازند روته به علت فرسايش قبل از لياس (اشكوب تحتانى ژوراسيک با 195 ميليون سال سن) داراى ضخامت هاى بسيار متغيرى است و حداكثر تا 200 متر اندازه گيرى شده است.
    قديمی ترين سنگ های جنوب باخترى زنجان شيل ها و آهک هاى كرتاسه هستند. ائوسن به طور عمده از سنگ هاى آتشفشانى با ضخامت زياد و نهشته هاى توفى (تشكيلات كرج) تشکیل یافته است. اين سنگ ها در محل هايى با سنگ هاى كم ضخامت آهكى (تشكيلات زيارت) و كنگلومراى پلى ژنتيک پى (تشكيلات فجن) همراه بوده و با دگرشيبى بر روى تشكيلات قديمى تر قرار مى گيرند. گرانيت ها و گرانوديوريت هاى اواخر ائوسن يا اليگوسن چندين توده نفوذى وسيع در ائوسن و تشكيلات قديمى تر به وجود آورده اند.کوه های رنگی منطقه ی ماه نشان در استان زنجان نیز یکی از زیباترین چشم اندازهای ژئومورفولوژی این ناحیه به شمار می آید.

     

     

    حیات وحش و مناطق حفاظت شدۀ استان زنجان

     

    حيات وحش يک كشور نيز مانند ديگر ذخاير طبيعى از ارزش هاى زيادى برخوردار است و داراى منافع و اهميت هاى خاص خود مى باشد. جانوران يک منطقه ضمن ايجاد تعادل طبيعى و بيولوژيک در آن منطقه از ارزش هاى علمى و تفريحى زيادى نيز برخوردار هستند.
    استان زنجان به دليل تنوع زیاد آب و هوایی و وجود اكوسيستم هاى ويژه در منطقه و ارتباطات بيولوژيكى آن با استان هاى هم جوار ازغناى حيات وحش خوبى برخوردار است. در اين استان انواع پستانداران، پرندگان، خزندگان، آبزيان، دوزيستان، حشرات و بندپايان يافت مى شوند. البته در گذشته اى نه چندان دور، تنوع گونه ها و وضعيت جمعيت جانورى اين منطقه تا اندازه اى بوده كه يكى از مناطق مهم ايران در زمينه حيات وحش به شمار مى آمده است. در 30 سال گذشته روند تخريب ها و دگرگونى هاى انجام شده در قلمروهاى زيستگاهى به تدريج كاهش جمعيت وحوش را به دنبال داشته است به خصوص در10 سال اخير سير قهقرايى شديدی در ميزان جمعيت جانوران منطقه مشاهده می شود. گونه هاى جانورى كه در مناطق كوهستانى و سخت گذر و به دور از مکان های دسترسى انسان زندگى مى كنند، مانند منطقه سرخ آباد و طارم عليا دگرگونى چندانى نيافته اند ولى از بين رفتن گونه يوزپلنگ و مشاهده نشدن آن در 20 سال گذشته در دشت قزوين و سطح استان زنجان و به حد صفر رسيدن هزاران راس جمعيت آهو در نقاط مركزى و خاورى استان، نشانه يک روند نزولى براى اين منابع طبيعى و زنگ خطرى براى همه دوست داران طبيعت و حيات وحش است. در ايران تا كنون حدود 151 گونه از پستانداران شامل 140 گونه در خشكى و 11 گونه در آب، شناسايى شده است. در حال حاضر بيش از 37 گونه از پستانداران، 110 گونه از پرندگان، 13 گونه از آبزيان، 32 گونه از خزندگان و 7 گونه از دوزيستان و تنوع بسيار زيادى از حشرات، حيات وحش استان زنجان را تشكيل مى دهند. از انواع پستانداران منطقه می توان به موارد زير اشاره كرد. گوسفند وحشى كه به نرآن قوچ و ماده آن ميش گفته مى شود، در كوهستان ها زندگى مى كند و بيش تر در قسمت هاى جنوب باخترى و كوهپايه اى جنوبى استان، البرز مركزى و در منطقه انگوران يافت مى شود. بز وحشى يا بز كوهى با نام محلى پازن در سطح استان و بيش تر در كوهستان هاى شمالى به خصوص در نواحى طارم و در باختر استان در نواحى انگوران و ماه نشان ديده شده اند. يوزپلنگ كه سريع ترين حيوان جهان است و مى تواند با سرعتى معادل 110 كيلومتر در ساعت حركت كند، بيش تر در زمين هاى باز و تپه اى كم ارتفاع و ميان بوته زارها زندگى مى كند. امروزه متاسفانه به دليل به هم خوردن چرخه غذايى مدت زيادى است كه هيچ يوزپلنگی در سطح استان مشاهده نشده است. پلنگ در نقاط جنگلى كوهستان ها و تا ارتفاع 3500 مترى ديده مى شود و پراكندگى آن در سطح استان بيش تر در اطراف طارم و كوه قافلان است. متاسفانه به علت عدم توجه از شمار اين حيوان ارزشمند روز به روز كاسته مى شود. آهو با نام محلى جيران از ديگر پستانداران با ارزش منطقه است كه زيستگاه عمده آن را دشت های سهرين و سارمساقلو تشکیل می دهد. آن چه كه در مورد اين گونه اهميت دارد اين است كه تمام زيستگاه هاى شمال باختر كشور يعنى دشت مغان و دشت هاى آذربايجان خاورى و باخترى از وجود اين حيوان تهى شده ولى در سطح استان زنجان از گونه هاى غالب به شمار آمده و اهميت زيادى دارد.
    گربه وحشى معروف به اروپايى معمولا در جلگه ها و زمين هاى سبز و كم ارتفاع زندگى مى كند و پراكندگى آن در سطح استان زنجان بيش تر در اطراف انگوران و ابهر است. سياه گوش بيش تر شبيه گربه وحشى اروپايى است و تا ارتفاع 2500 مترى كوهستان ها ديده مى شود و از نظر پراكندگى در منطقه انگوران و طارم ديده شده است. خوک وحشى يا گراز با نام محلى دونقوز يا دووز، بيش تر در جنگل هاى پست و بيشه زارها زندگى كرده و پراكندگى آن در سطح استان به خصوص در انگوران و طارم زياد است. كفتار نيز معمولا در منطقه طارم وانگوران يافت مى شود. همستر خاكسترى نيز در سطح استان و به خصوص در اطراف شهر زنجان پراكنده شده است. گوركن با نام محلى پورسوخ كه در شرايط مختلف زيست، مانند دره هاى تنگ و جلگه ها و زمين هاى نيمه بيابانى و كوهستانى زندگى مى كند، بيش تر در اطراف شهر زنجان ديده مى شود. سمور(با نام محلى دله) كه در ايران بسيار كمياب بوده و بيش تر در جنگل ها و در ميان گياهان انبوه زندگى مى كند، اين نوع سمورها ماهيان بيمار و ضعيف رودخانه ها را صيد كرده و دسته هاى ماهيان را از سرايت بيمارى مصون مى دارند. شنگ (با نام محلى سوايتى) از خانواده سمور است كه در اطراف رودخانه هاى استان زنجان فراوان است. خرس قهوه اى در تمام سطح استان و بيش تر در كوهستان هاى طارم و ماه نشان و به خصوص در منطقه حفاظت شده انگوران يافت مى شود. شغال در اطراف شهرستان طارم و مناطق شمال خاور استان ديده شده است، موش دو پاى پنج انگشتى از تيره موش هاى جهنده بيش تر در تپه ماهورهاى استان وجود دارد. خفاش با نام محلى كوراشپلک كه در سطح استان و به خصوص ناحيه سرچم زنجان به وفور يافت مى شود، بيش تر در غارها و شكاف ديوارها ديده مى شود. خارپشت برانت (با نام محلى سيچان) در كوهپايه ها، زمين ها، كشتزارها و باغ های استان زندگى مى كند. خارپشت گوش بلند نيز كه تعداد آن در سطح استان كم است، بيش تر در كشتزارها و باغ هاى ميوه زندگى مى كند. برخى ديگر از انواع پستاندارانى كه در سطح استان زنجان مشاهده و شناسايى شده اند عبارتند از: كلاهو، سنجاب زمينى (با نام محلى گوركان) از تيره سنجاب ها، تشى، گربه تيغى و جوجه تيغى (با نام محلى كيرپى). ديگرگونه هاى پستانداران اين استان عبارتند از: پلنگ موش يا عروس موش، دله عروسک، روباه، گرگ، خرگوش، موش مغان، موش آبى و موش كور، راسو، سمور سنگى، رودک، رودک عسل خوار، گربه دشتى، گراز، قوچ و ميش ارمنى، قوچ و ميش البرزى، موش دو پاى كوچک، موش دو پاى پنج انگشتى، موش صحرايى، موش قهوه اى، موش خانگى، خارپشت اروپايى، خارپشت گوش بلند، خفاش مقبره اى، خفاش نعل اسبى كوچک، خفاش نعل اسبى بزرگ، خفاش گوش موش موچك، خفاش گوش بلند و خفاش بال بلند که تقریباً در تمام نواحی استان زندگی می کنند.
    گونه هاى مختلفى از پرندگان در استان زنجان زندگى مى كنند كه برخى بومى، برخى مهاجر ساكن و برخى ديگر مهاجر عبورى هستند. گونه هايى كه تا كنون در اين استان شناسايى و مشاهده شده اند، عبارتند از: كشيم، پليكان، باكلان، بوتيمار، بوتيمار كوچک، حواصيل خاكسترى، حواصيل ارغوانى، اگرت بزرگ، اگرت كوچک، اگرت ساحلى، لک لک سفيد، لک لک سياه، فلامينگو، غاز خاكسترى، غاز پيشانى سفيد، قو، آنقوت، تنجه، اردک كله سبز، خوتكا، اردک اره اى، فيلوش، خوتكاى سفيد، اسكوتر بال سفيد، اسكوتر سياه، عقاب ماهيگير، كوركور، عقاب دريايى پالاس، طرلان، قرقى، سارگپه، عقاب تالابى، عقاب دشتى، سنقر گندم زار، سنقر دريايى، ترمتاى، ليل، عقاب طلايى، كركس، همه، دال سياه، دال، دليجه، كبک درى، كبک، تيهو، كبک چيل، بلدرچين، درنا، زنگوله بال، هوبره، يلوه حنايى، چنگر نوک سرخ، چنگر، بلدرچين بوته اى، سليم طوقى، خروس كولى، ابيا، چوب پا، جاخ لق، گلايول بال سياه، كاكايى سرسياه، پرستوى دريايى نوک كلفت، كوكر شكم سياه (باقرقره)، كبوترجنگلى، فاخته، كبوتر چاهى، ياكريم، قمرى معمولى، كوكو، شاه بوف، جغد ماهى خوار، مرغ حق، جغد كوچک، شبگرد دشتى، شبگرد معمولى، باخورک معمولى، سبزقبا، زنبورخوار معمولى، زنبورخوار گلو خرمايى، هدهد، داركوب سياه، داركوب سبز، داركوب خال دار بزرگ، داركوب باغى، پرستو، چكاوک گندمزار، چكاوک كاكلى، چكاوک طوقى، پيت صحرايى، دم جنبانک ابلق، سنگ چشم پشت سرخ، پرى شاهرخ، سار، زاغ نوک سرخ، زاغ نوک زرد، زاغي، كلاغ گردن بور، كلاغ سياه، كلاغ ابلق، غراب، بلبل، طرقه كوهى، توكامى باغى، چرخ ريسک بزرگ، گنجشک معمولى، گنجشک خاكى، سهره سبز و زرده پر سرسياه. انواع گونه هاى خزندگان در سطح استان به فراوانى وجود دارند. برخى از انواع اين خزندگان عبارتند از: افعى يا گرزه مار، افعى زنجانى، افعى البرزى، افعى قفقازى، افعى پلنگى، افعى شاخدار، افعى تكابى، نيرمار، يله مار، مار جعفرى، ماركرمى شكل، كورمار، كورمار دشتى، مار آتشى، مار سياه سوجه، مار آبى، مار چيلر، قمچه مار، مار گرگى، مار قيطانى، مار دشتى، مار شترى، مار پلنگى، مار درختى، مارمولک، سوسمار، سمندر معمولى، سمندر زرد، سمندر سبز، آفتاب پرست و لاک پشت. در سطح استان زنجان در رودخانه ها و درياچه ها و آب هاى استان، ماهيان زيادى زندگى مى كنند. از جمله زيستگاه های آنان رودخانه قزل اوزن مهم ترين رودخانه استان است كه گونه هاى مختلف ماهيان را در خود جای داده است. برخى از مهم ترين انواع ماهيان اين استان عبارتند از: ماهى اسپله كه بيش تر در رودخانه قزل اوزن و قسمتى از سفيد رود به فراوانى يافت مى شوند. ماهى كپور در رودخانه قزل اوزن به حالت وحشى و در درياچه هاى مصنوعى پشت سدها به صورت پرورشى و به فراوانى يافت مى شوند. اردک ماهى نيز از ديگر انواع آبزيان منطقه است كه در معرض خطر انقراض نسل قرار دارد و در سال هاى اخير تعدادى از اين نوع ماهى از تالاب آب كنار به زيستگاه هاى استان آورده شده است. سس ماهى، ماهى سوف معمولى، ماهى زرد پر، مشک ماهى، بز ماهى، ماهى كولى سياه، ماهى كولى سفيد، سيم، قزل آلاى خال قرمز سرسنگبان، آمور (پرورشى)، فيتوخاک يا سرگنده و كپوراسراييلى (پرورشى) نيز از ديگر آبزيان موجود در استان زنجان هستند. قورباغه قهوه اى، قورباغه سبز، قورباغه غير حقيقى كوچک سبز، قورباغه غيرحقيقى پشت قهوه اى، وزغ خاكسترى كوچک درختى، وزغ خالدار قهوه اى و خرچنگ، گونه هاى دوزيستان استان زنجان را تشكيل می دهند. انواع حشرات و بند پايانى كه در استان زنجان شناسايى و مشاهده شده اند، عبارتند از: پروانه، پروانه پر طاووس گلابى، پروانه يا كرم خراط، پروانه (كرم برگ خوار چغندر)، زنبور خرمايى، زنبور زرد چهار خط، زنبور زرد سه خط، زنبور سياه كركى، زنبور عسل وحشى، عقرب سياه، عقرب زرد، عقرب كوچک، رطيل، عنكبوت سبز، عنكبوت زرد، عنكبوت سفيد، كنه دو نقطه اى گياهى، كنه چهار نقطه اى گياهى، كنه حيوانى، كنه قرمز، كنه چونجوار، كرم خاكى، كرم ساقه خوار برنج، كرم ساقه خوار ذرت، هزار پا، كفشدوزک نارنجى، كفشدوزک سياه، مورچه معمولى، موريانه، مورچه بزرگ، ملخ دريايى ، صحرايى، ملخ مراكش، ملخ مصرى، ملخ ايتاليايى، سوسک سياه باريک، سوسک سياه شاخدار، سوسک گياه خوار بزرگ، سوسک مصرى، سوسک زرد آلمانى، سوسک صدفى گرد، گل گردان (تپاله غلطان)، سوسک انبارى، زردآلو رسونک، سوسک خالدار رسونک، جيرجيرک، جيرجيرک سياه صحرايى، آب دزدک، پشه آنوفل، پشه معمولى، پشه ريز، مگس معمولى، خرمگس، مگس، مگس چغندر، مگس خربزه، مگس نيش دار، سنجاقک، زنجره، سن قهوه اى گندم، سن كدو، سن سبز، شيخک، شپش، شپشک آردآلود، شپشک واوى سيب، شپشک بنفش زيتون، شپشک نخودى، كک، كک سياه ريز، تريپس گندم، تريپس چغندر، شته سبز، شته سياه، شته پنبه اى، سرخرطومى يونجه و سرخرطومى گلابى. سازمان محیط زیست استان زنجان مناطقی را با عنوان مناطق حفاظت شده تعيين كرده است که این مناطق از لحاظ وجود گونه های جانوری و فلور گیاهی دارای ارزش های زیست محیطی هستند. منطقه حفاظت شده سرخ آباد، انگوران و منطقه شکار ممنوع خراسانلو، سه منطقه حفاظت شده استان هستند که هر یک مساحتی حدود 120 هزار هکتار دارند. كليه مناطق دشتى، كوهستانى، تالاب ها و رودخانه هاى مناطق مختلف استان بجز 3 منطقه ياد شده، براى شكار انواع پرندگان، خرگوش و گراز آزاد است و شكارچيان بومى و غير بومى مى توانند از آن ها استفاده نمايند.
    مناطق مختلف استان برای شکار انواع چهارپایان و پرندگان مناسب است ولی مناسب ترین قسمت استان برای شکار انواع جانوران، شمال خاوری استان و شهرستان طارم است که معمولاً شکارچیان در تاریخ ها و فصل های مجاز می توانند در این مناطق به شکار بپردازند. تاريخ هاى مجاز شكار در استان زنجان، از اول شهريور تا اول بهمن ماه هر سال براى شكار كبک از اول مهر تا اسفندماه، هر سال برای شكار مرغابى از پانزدهم آذر تا آخر بهمن ماه و هر سال برای شكار كل، بز، قوچ و ميش آزاد است. برخى از انواع جانوران از جمله فلامينگو، قو، درنا، بازهاى شكارى، كبک درى و آهو نيز در سطح استان وجود دارند كه از گونه هاى حفاظت شده استان به شمار آمده و شكار آن ها در هر شرايطى ممنوع است. مناطق حفاظت شده استان زنجان زیر نظر سازمان حفاظت از محیط زیست استان اداره می شوند و زیستگاه جانوران و گونه های کمیاب گیاهی هستند که دارای ارزش های بیولوژیکی است.

     

    مناطق توریستی-  طبیعی خاص استان زنجان

     

    منطقه ی زیبای طارم، چمن با ارزش سلطانیه، شکارگاه ها و مناطق حفاظت شده ی استان، دره ها و دربندهای ییلاقی منطقه، سواحل زیبای رودخانه قزل اوزن، چشمه های متعدد آب گرم، منطقه ییلاقی گاوازنگ، کناره های سد تهم، کوه های منطقه ی ماه نشان، روستاهای صخره ای و طبیعی استان زنجان و مناطق حفاظت شده ی این ناحیه برخی از مناطق توریستی- طبیعی استان زنجان هستند که برای گسترش گردشگری طبیعی مناسب به نظر می آیند.


    ابتداي صفحه
      اوضاع جمعيتي و فرهنگي استان  
          اوضاع جمعيتي و فرهنگي استان


    اوضاع جمعیتی و فرهنگی استان زنجان

     

    اوضاع جمعیتی

     

    جمعيت كل استان 1036873 نفر بوده كه از اين تعداد 521507 نفر مرد و 515366 نفر زن می باشند (بر اساس آمار آبان ماه 1375).

    جمعيت فعال از نظر اقتصادی:268000
    جمعيت فعال شاغل از نظر اقتصادی: 250000
    جمعيت فعال بيكار و جويای كار از نظر اقتصادی: 17000
    ميزان اشتغال در سال 1379: 56/85%
    ميزان بيكاری در سال 1379: 44/14%
      

    اوضاع فرهنگی

     

    استان زنجان يكی از مناطق شاهراهی ایران است كه از آثار و بناهای تاريخی و آداب اجتماعی و فرهنگی خاص خود برخوردار است. اين استان دارای جاذبه های فرهنگی خاصی چون: صنایع دستی، موسیقی و نمایش های محلی، لباس های محلی و دیگر ویژگی های فرهنگی استان به شمار می رود. انواع صنايع دستی استان زنجان از قبيل: چاقوسازی، گليم بافى، جاجيم بافی، چاروق دوزی، سفال گری، مليله كارى، فرش بافى، فلزكارى، مسگرى و نقره سازى یکی از مهم ترین جاذبه های فرهنگی استان زنجان به شمار می آید. موسیقی بومی منطقه ی زنجان که همان موسیقی آذری است؛ در وجود «عاشيق‌ها» خلاصه می ‌شود و یکی دیگر از جاذبه های با اهمیت فرهنگی استان زنجان محسوب می شود. پوشش محلى و سنتى زنان و مردان استان زنجان نیز بسيار جالب و قابل توجه است. پوشش مردان را کت و شلوار معمولی با کلاه نمدی با نام محلی کچه بورک و گیوه یا چارق تشکیل می دهد و پوشش محلى زنان نيز از چندين تكه لباس و تزیینات متفاوت چون انگشتر، النگو و... تشكيل شده كه بسته به قدرت اقتصادی افراد، زینت های مختلفی نیز با این لباس ها استفاده می شوند.

     

    صنایع دستی استان زنجان

     

    استان زنجان يكی از استان هاى فعال كشور در زمينه صنايع دستى است. یافته های باستان شناسی به دست آمده از این استان بر قدمت انواع صنایع دستی در این منطقه گواهی می دهد. انواع صنايع دستى از قبيل چاقوسازی، گليم بافى، جاجيم بافی، چارق دوزی، سفال گری، مليله كارى، فرش بافى، فلزكارى، مسگرى و نقره سازى در شهرستان هاى اين استان متداول است. بافت انواع قالى و قاليچه در مناطق مختلف استان رواج دارد ولى بيش ترين ميزان توليد در منطقه زنجان، ابهر و قيدار ديده مى شود.

     

    چاقو سازی

     

    چاقو مهم ترین و معروف ترین صنایع دستی استان زنجان است. چاقوسازان در ساخت چاقو با قالب هايی که‌ در اختيار دارند، شيارهایی روی تيغه چاقو ايجاد می ‌کنند که هر قدر تعداد اين ‌شيارها بيش تر باشد، ارزش‌ چاقو زيادتر است‌. سخت کردن تیغه در اصطلاح چاقوسازان با آب دادن انجام می شود که روشی کاملاً تجربی است و از قاعده خاصی پیروی نمی کند. بسیاری از استادکاران، این مرحله را کاملاً از دیگران مخفی نگاه می دارند. معمولاً نام يا امضای سازنده بر روی انتهای تيغه چاقوهای مرغوب حک‌ می شود. از توليدات ديگر اين استادكاران می توان به قند شکن اشاره كرد. اين محصول از ظریف ترین محصولات آن ها است كه تا تولید نهایی مراحل بسیاری را پشت سر می گذارد و ساخت آن كار بسيار پرزحمتی است.

     

     

     

     

    چارق دوزی

     

    چارق دوزی یکی دیگر از هنرهای دستی است که دستهای ظریف هنرمندان زنجانی در تولید آن مهارت ویژه ای دارند. اصولاً صنعت کفاشی از قرن یازدهم هجری در شهر رونق فراوانی داشته است. تمرکز کفاشان در دو بازار بالا و پایین و اختصاص یافتن راسته های گوناگون به این فن حکایت از رونق آن در ادوار گذشته دارد. همچنین و جود محله بزرگ دباغها در شهر این فکر ار قوت بخشیده است. به علت ورود کفشهای کارخانه ای و علل دیگر، کفاشی بومی از رونق افتاده و اساتید آن به چارق دوزی روی آورده اند.

     

     

     

    به هر تقدیر هم اکنون چارق های زیبا از شهرت خاص و عام برخوردارند. این چارق ها مشخصاً زنانه بوده و استفاده از آن جنبه تشریفاتی و تفننی دارد. چارق ها از دو قسمت کف و رو تشکیل شده است، کف آن از چرم ظریف و رویه آن از نخهای نازک رنگی و گاهی از ابریشم و در طرحها و گونه های مختلف ساخته و بافته می شود، چنان که مصنوعات آن باب طبع ایرانی و خارجی است و مناسب ترین سوغات شهر محسوب می شود.

     

    ملیله سازی

     

    از دیگر صنایع مستظرفه که جنیه هنری نیز دارد، ملیله سازی است. این صنعت فنی بسیار پیچیده و ظریف است، بطوری که استادکار پس از ذوب شمش نقره، آن را از قالب مخصوص عبور داده و قطر نقره را به یک سانتیمتر تقلیل می دهد. از این مفتولها پس از تکرار و ذوب مجدد نقره، سیمی به قطر حدود یک میلیمتر ساخته می شود. سپس با وسیله ای به نام سیم کش، مفتولها نازکتر و ظریفتر شده و آماده ملیله سازی می شوند.

    قالب ملیله مورد نظر از تخته و موم تهیه می شود و با نشاندن سیم های نقره ای در آن با ایجاد طرحهای متنوع و پیچیده با اندودی از براده مس حرارت می دهند بطوری که تارهای نقره به یکدیگر متصل شوند. پس از زدودن ناخالصی ها که با تیزاب انجام می گردد، ملیله ها با خاک اره صیقل داده می شوند.

    تولیدات ملیله ها بسیار زیاد است و مهعمولاً سرویس های چایخوری، شربت خوری، قلمدانريال دسته چاقو و لوازم متعدد زینتی از آن ساخته می شود. این مصنوعات به حدی زیبا هستند که امروزه زینت بخش مجموعه های هنری خصوصی و منازل متمولین در اقصی نقاط عالم است. نا گفته نماند کا ملیله های ساخت زنجان در بازار اصفهان با شهرت خاصی به مشتریان داخلی و خارجی عرضه می گردد.

     

    فرش بافی

     

    یکی دیگر از صنایع دستی بومی که رواج کتمل داشته و از نظر اقتصادی پس از دامداری مقام دوم را دارد، صنایع مربوط به فرش بافی است. این صنعت که عموماً به زنان اختصاص دارد در تمام منطقه از شهرت خاصی برخوردار است، بطور متوسط فرش های درجه3 در هر یک ماه با دو نفر بافنده و فرش های درجه2 از هر دو ماه با دو بافنده و فرش های درجه1 از هر 6 ماه با دو نفر بافنده به اتمام می رسد.

    مرغوبترین نوع فرش های نمنطقه مربوط به محلی به نام "بیتگنه" است. این فرش ها با ظرافت و دقت تمام بافته می شوند و جنبه صادراتی دارند. رنگ پشم که عموماً توسط بافندگان رنگرزی می شود از ثبات قابل توجهی برخوردار است. این بافته ها بسیار ریز و در 6.5 سانتیمتر دارای 80 تار و 40 گره بوده و تار انها از نخهای 6 تار تشکیل می شود که نازک و مقاوم هستند.

    نقشه بافته های این منطقه عموماض طرحی است به نام کچک و ترنج که از خطوط اسلیمی اقتباس گردیده و بدون نقشه بر روی قالیها پیاده می شوند. زمینه این فرش ها عموماً قرمز رنگ است. بافده های درجه1 مهمترین صادرات شهرستان زنجان را تشکیل داده و در کشور المان از شهرت خاصی برخوردار است. فرش های درجه2 و 3 شامل فرش های معروف جلیل آباد، هوپا، بوغدا کندی و شهرستان زنجان با طرحهای لچک ترنج و ریزماهی با زمینه قرمز و سیاه بافته می شوند. این فرش ها عموماً در 6.5 سانتیمتر دارای 40 تار و 20 گره است.

    ابزار آلات این صنعت عموماً توسط بافندگان و تهیه کنندگان آن ساخته می شوند.

     

     

    موسیقی و نمایش های محلی استان زنجان

     

    موسیقی منطقه ی زنجان همان موسیقی آذری است. موسيقی بومی آذری ‌ها در وجود «عاشيق‌ها» خلاصه می ‌شود. موسيقی سنتی آذری، بازتاب مهم ترين وجوه و جوانب زندگی مردم است. درفولكلور موزيكال آذربايجان احوال و روحيات مردم گذشته اين ديار با طرز بسيار لطيفی ترنم می شود. غم، شادی، هجران، وصال موفقيت‌ها، شكست‌ها و قهرمانی ‌ها همه و همه دراين گنجينه موزيكال متجلی است. شيوه بديهه خوانی، روش نواختن، اجرا، آراستگی ‌های ملوديک و داشتن حالات ويژه مخصوص به خود هماهنگی و اسلوب خاص و پختگی و مطلوب بودن صداها از خواص جدايی ناپذير موسيقی اين مرز و بوم است.

    محققين و پژوهشگران؛ موسيقی آذربايجان را به پنج بخش عمده زير تقسيم می كنند:

    1-عاشق‌ها(عاشيقلار)

    2- ترانه‌های ملی و مقام ها (خلق ماهينلاری و موغاملار)

    3- موسيقی عزا و مذهبی (تعزيه موسيقی سی)

    4- موسيقی كار و تلاش روزانه (امك ماهينلاری)

    5- موسيقی عروسی و رقص‌های مربوطه (توی دويون موسيقی سی)

     

    دستگاه ها و مقام های آذربايجان با داشتن زير و بم‌های به خصوص و حالات لطيف هر كدام گويای دريايی از تحولات درونی مردم هستند. آن ها مانند هزاران مرواريد و جواهرات رنگارنگی هستند كه به طرز ماهرانه و به صورت مرتب به رشته كشيده شده باشند و خوانندگان بزرگی مانند مصطفی پايان، پروفسور بلبل، حاجی بابا حسين اف، عاليم قاسم اف و جبارقارياغدی اوغلی توانسته‌اند تاكنون مقام های موسيقی آذربايجان را به طور استادانه‌ای اجرا نمايند. ويژگی و مشخصات موسيقی ملی، سنتی و آذربايجانی در جهات و وجوه مختلفی متجلی می شود. قديمی ‌ترين آلت موسيقی آذربايجان «ساز» است كه يكی ازآلات موسيقی كهن است كه قديمی ‌ها به آن «قوپوز» می‌گفتند و امروز به «ساز» معروف شده است. عاشق‌های آذربايجان از ديرباز«ساز» می‌نوازند و بعدها كمانچه «دايره» (قاوال) «قارانی» (كلارينت) «طبل»، «سرنا» و حتی بعضی سازهای ملل ديگر مانند: ويلن، قانون و پيانو نيز وارد موسيقی آذربايجان شد كه مورد استفاده عاشق ها قرار می گيرد. ترانه‌های عاميانه، آوازها و افسانه‌های حماسی- عشقی و اخلاقی نماينده ی روح هنری ملت ها و بيان گر تمام احوال و روحيات و درحقيقت صدای درونی هر قومی است.

    درباره ی نوازندگان و خوانندگان سازهای موسيقی منطقه آذربایجان كه عاشيق ناميده می شوند، بايستی گفت: عاشق يا عاشيق فردی خوش قريحه، شيرين بيان، هنرمند، خوش صدا و دارای ذوق شاعری است به عبارت ديگر عاشيق هم شعر می سرايد، هم ساز می ‌نوازد هم داستان نقل می ‌كند و هم آواز می ‌خواند.

    ساز عاشيق عبارت است از يک آلت موسيقی به نام ساز، ساز عاشيق از دو قسمت عمده دسته و كاسه تشكيل شده كه به 7 الی 9 سيم از جنس فولاد و آلياژ سخت نقره، خرک‌های استخوانی بالا و پايين و كوک كننده‌ های سيم‌ها مجهز است، دسته ساز از چوب گردو يا يک نوع درخت جنگلی به نام «اولاس» و «كاسه ساز» از چوب درخت توت به دليل انعطاف پذيری و پرطنين‌تر شدن صدا ساخته می ‌شود. ساز عاشيق دارای 14 پرده است كه پرده‌ها به وسيله چلله گوسفند و يا نخ پلاستيكی محكم از هم جدا می ‌شوند. در طول تاريخ در همه جای آذربايجان عاشيق‌ها در عروسی ‌ها شركت داشته‌اند. آهنگ‌های عاشقی به گفته عاشيق‌ها 72 آهنگ است ولی بعضی ‌ها تا 144 آهنگ نيز گفته‌اند كه به دسته‌های حماسی، عشقی، اخلاقی اجتماعی، وصف حال و روايت تقسيم می ‌شوند. در بخش حماسی، عاشق‌ها با نواختن آهنگ‌های تند و مهيج مانند جنگ كوراوغلو، دبل جنگی، شاه سئونی و دويمه كرم اشعاری را از زبان قهرمانان آذربايجان می‌خوانند و شنوندگان را به دفاع از آرمان های دينی - انسانی و وطن دوستی تشويق می ‌نمايند.

    در بخش عشقی نيز عاشيق‌ها با آهنگ‌های عاطفی تر و شاد مثل تجنيس، گوز، للمه، دستان، جليلی و قهرمانی و نخجوانی، اشعارعشقی خود را در وصف الهی، وطن، يار، ائمه اطهار و هر آن چه كه به آن عشق می ‌ورزند؛ می ‌خوانند. دربخش اخلاقی و اجتماعی هم اشعاری در وصف صفت‌های پسنديده سخنان نصيحت آميز و طريقه آداب و معاشرت خوب با آهنگ‌های دلنشين تاجری، امرامی، ديوان، تجنيس، اكبری و غيره خوانده می ‌شود. وصف حال و روايت نيز ازديگر بخش های موسيقی عاشيق‌ها است كه در اين قسمت عاشيق‌ها با اشعار دل نشين از خاطرات و حال و روز خودشان و ايل و طايفه و وطن خود تعريف می ‌كنند.

     

    يكی از خصيصه‌های بارز موسيقی آذربايجانی بديهه گويی و بديهه نوازی است. اين خصيصه به مجری آهنگ اجازه می ‌دهد كه نيروی فانتزی و قوه خيال خويش را در مقياس وسيعی به كاراندازد و درعرصه پهناوری؛ توسن خيال و تصور را به تاخت و تاز وادارد و با مهارتی خارق‌العاده؛ ضمن رعايت كامل اصول فنی موسيقی بی ‌درنگ و فی البداهه به مايه موسيقی در حد امكانات تغيير شكل بدهد.

    بديهه سرايی نه فقط در متن موسيقی آذری بلكه در نحوه ی اجرای آن نيز به طور گسترده‌ای به كار می ‌رود كه حد و ميزان بديهه سرايی و تعداد لحظات و دفعات پرداختن به بديهه با قدرت و تصميمات هنرمندان مجری است. يكی از خصوصيات بديهه سرايی آن است كه چون هر بديهه در نوع خود تک و تكرار ناشدنی است در نتيجه موجب پيدايش تازگی و حالات نوين درتغييرات ملوديک موسيقی می ‌شود. مايه غم در همه قسمت‌های موسيقی آذربايجان حتی رينگ‌های ريتميک و شاد نفوذ كرده است و علت آن نيز به گفته «هابيل عليف» (استاد كمانچه و از هنرمندان برجسته آذربايجان) همان مظلوميت‌های تاريخی اين ديار است. در شادترين موزيک آذری و آ‌وازهای آذری مايه غم به خوبی حس می شود به عنوان نمونه آهنگ رقص «لزگی» از تندترين آهنگ‌های آذری است ولی با اين حال يک غم و اندوه پنهانی درآن نهفته است. مراسم رقص لزگی يا تاقايتاثی دارای چندين حركت آرام و تند است كه ابتدا با حركاتی آرام و سپس تند و ريتميک اجرا می شود. همراه با رقص لزگی 3 نت 4 تايی نواخته می شود كه گويند؛ همان باله مشهور آذربايجان است و نيز حركات موزون نازالما (ناز نكن) و كوراوغلی (قهرمان مبارزه با ظلم و ستم) توسط هنرمندان آذری و با حركاتی تند و گاه آرام كه بلافاصله با چرخش سريع تغيير ريتم داده و چرخ ها و پرش ها با نوای سرنا و دهل و با لباس های خاص و بسيار شكيل و زيبا در رنگ های گوناگون(اغلب مشكی) با چكمه براق تا به زير زانو و با كلاهی از پشم سپيد، همراه با بالاپوشی سبک و چسبيده به بدن و شلواری تنگ و چسبان و مناسب برای هر گونه حركت آغاز می شود. اعضای گروه رقص لزگی معمولا بین 8 تا 12 نفر است.

    موسيقی عزا و مذهبی (اوخشاماها) نيز اغلب در قالب«باياتی» سروده شده‌اند كه به آن ها«باياتی ها»‌ می ‌گويند كه زنان صاحب عزا آن ها را در مجالس سوگواری با آهنگ مخصوص می ‌خوانند و حاضرين با شنيدن آن ها و گريه زاری تسكين مي‌يابند.

    موسيقی كار و تلاش روزانه (امک ماهينلاری) نيز غالبا بدون نواختن موزيک و گاهی اوقات در صورت ريتميک بودن آن با دست زدن اطرافيان اجرا می ‌شود. اين نوع موسيقی اغلب در مراسم سمنوپزی اوايل بهار، قيمه درست كردن، خوابانيدن كودك در گهواره، مهمانی ‌های عصرانه و شبانه، شخم زدن زمين و كوبيدن خرمن، هنگام بافتن فرش، گليم و غيره اجرا می ‌شود. مادران هنگام خوابانيدن نوزادانشان با نوای شيرين و لطيف مادرانه روی دستگاه های شور- دشتی و گاهی سه گاه، باياتيی های مخصوص لالايی (لايلالار) را ترنم می ‌كنند.

    آهنگ‌های عروسی و رقص‌های مربوطه (توی و دويون موسيقی سی) از شور و حال زيادی برخوردارهستند و تک آياق، ايكی آياق، سوبولاغی و دورد آياق آهنگ‌های نسبتا آرام اين رشته رقص‌ها هستند كه فاميل نيز می ‌توانند در صورت نبودن افراد بيگانه در محفل خصوصی اين رقص‌ها را انجام دهند. پس از آن نوبت رقص‌های تند مردانه مثل نرمه، بندی، شيخانی، يارگوزهل، و آهنگ‌های ديگر می ‌رسد. در سراسر مناطق آذری نشین کم تر منطقه ای را می توان يافت كه جشن ها و مراسم هايشان بدون موسيقی و رقص آذری انجام شود. شنيدن موسيقی آذری و اجرای عاشيق ها يكی از مهم ترين و با ارزش ترين جاذبه های فرهنگی استان زنجان به شمار می رود.

     

    لباس های محلی استان زنجان

     

    پوشش محلى و سنتى زنان و مردان استان زنجان بسيار جالب و قابل توجه است. پوشش مردان را کت و شلوار معمولی با کلاه نمدی با نام محلی کچه بورک و گیوه یا چارق تشکیل می دهد و پوشش محلى زنان نيز از چندين تكه لباس و تزیینات متفاوت چون انگشتر، النگو و... تشكيل شده كه بسته به قدرت اقتصادی افراد، زینت های مختلفی نیز با این لباس ها استفاده می شوند. برخی از اين لباس ها عبارتند از: نوعی پوشش که شامل پارچه اى مخصوص برای محافظت از موى سر است.

    چنه التى (زيرچانه): ابزاری است كه از سكه هاى قلاب دار به هم پيوسته و يا منجوق هاى رنگارنگ تشكيل شده و جهت حفاظت پوشن استفاده مى شود و نوعی زینت نیز به شمار می آید.

    ياشماق: نوعى روسرى كه براى پوشش دهان، چانه و گردن استفاده مى شود.

    جليزقا: پوشش مخصوص بالاتنه است که بدون آستين بوده ونوع آستين دارآن يل نام دارد.

    کوینک: پوششی که اندكی بلنرتر از جليزقا بوده و زیر آن استفاده می شود. اين پوشش از طرح ها و رنگ های گرم انتخاب می شود.

    تومان: پوششی که به دو نوع بلند و کوتاه تقسیم می شود. نوع بلند آن شلیته و نوع کوتاه آن قصاتومان نام دارد. معمولاً شلیته توسط افراد مسن و قصاتومان توسط جوانان مورد استفاده قرار می گیرد.

    شلوار: این پوشش از پارچه ضخیم و تیره رنگ انتخاب می شود.

    نيم ساق: نوعی جوراب شلواری است که در میهمانی ها و مسافرت ها استفاده می شود.

     

    هم زمان با رشد صنعتی و گسترش شهرنشینی به خصوص در شهرهای بزرگی چون شهر زنجان پوشش های یاد شده تغییر یافته و حتی برخی از آن ها به فراموشی سپرده شده اند. در حال حاضر در شهرها و روستاهای بزرگ تر استان، پوشش غالب زنان و مردان را همان پوشش معمولی رایج در کل کشور تشکیل می دهد و برای دیدن پوشش های محلی بایستی به روستاها و شهرهای کوچک استان که نفوذ صنعتی کم تر بوده مراجعه نمود.

     

    سایر ویژگی های فرهنگی استان زنجان

     

     زبان اهالى استان زنجان نيز مانند نژاد آن ها يک دست نيست و در طول تاريخ دست خوش تغيير و تحولات فراوان شده ولى آن چه مسلم است اين كه زبان اهالى بومى استان، پیش از هجوم اقوام مغول فارسى بوده است. در صورالاقاليم آورده شده كه "زبانشان زنگان پهلوى راست است". پس از استقرار اقوام ترک در اين منطقه و مهاجرت هايى كه از سوى نژاد ترک آذرى انجام گرفته، مخلوطى از زبان هاى تركى، جغتايى، تركى آذرى و زبان فارسى كه كلمات زبان كردى نيز در آن وجود دارد، تشكيل شده كه هم اكنون نيز رايج است. در حال حاضر استفاده از لغات فارسى در مكالمات روزمره مردم منطقه مرسوم شده و مردم استان زنجان در اداره ها، مدارس و مكان هاى عمومى به زبان فارسى و در مکالمه های روزمره و محلى به زبان تركى صحبت مى كنند.

    از نظر خصوصیات انسانی، مردم زنجان به لحاظ تداوم و استمرار مبارزه با طبیعت کوهستانی مردمانی نسبتاً خشت، توأم با صبر و مردمانی سخت کوش و قانع را بوجود آورده است. مهمان نوازی و عفت از ویژگی های بارز مردم این منطقه در طول تاریخ حیات خود بوده که این امر در سفرنامه های مکتوب نیز منعکس شده است.


    ابتداي صفحه
      نقاط ديدنی استان  
          نقاط ديدنی استان


    نقاط دیدنی استان زنجان

     

    غارها

    • غار گلجیک زنجان
    • غار کتله خور گرماب
    • غار خرمنه سر زنجان

     

    کاروانسراها

    • کاروانسرای سرچم
    • کاروانسرای نیک پی
    • کاروانسرای قره بلاغ

     

    مجموعه های تاریخی

    • بنای رختشویخانه زنجان
    • مجموعه چلبی اوغلی خدابنده
    • عمارت ذوالفقاری زنجان

     

    امامزاده ها

    • امامزاده سید ابراهیم، زنجان
    • امامزاده اسماعیل، ابهر
    • امامزاده یحیی،ابهر
    • امامزاده زیدالکبیر، ابهر

     

    مساجد

    • مسجد جامع، زنجان
    • مسجد جامع قروه، ابهر
    • مسجد جامع قلابر، خدابنده
    • مسجد جامع سجاس، خدابنده

     

     

    پل های قدیمی

     

    گرمابه های قدیمی زنجان

     

    بازار قدیمی زنجان

     

     

    غار تاریخی گلجیک زنجان:

     

    این غار در 35 کیلومتری جنوب غربی شهرستان زنجان در ارتفاعات مشرف به روستای حاج آرش از توابع شهرستان زنجان واقع شده است. در حال حاضر دسترسی سواره به آن امکان ندارد. این غار عظیم به طور طبیعی از فرسایش سنگهای آهکی موجود در غار پدید آمده و با داشتن آب و هوای مناسب، داخل آن مأمن انسان دوران پیش از تاریخ بوده است.

    ابعاد آن 700 متر در 100 متر و ارتفاع تقریبی آن 50 متر است. داخل غار آثار زیستی انسان در دوره آشولین تا بردوستین متعلق به شانزده تا سی هزار سال قبل از میلاد را نشان می دهد.

    در داخل غار، ابزار، ادوات، تیغه های سنگی و استخوان حیوانات شکاری به مقدار فراوان دیده می شود. آنچه که بیشتر از همه در خور بررسی، مطالعه و اهمیت است، آثار معماری موجود در غار و محصور نمودن فضاهای زیستی و تعیین حریم ها و مطرح بودن مالکیت در آن می باشد که به نظر می رسد احداث حدود 4 کیلومتر راه، دسترسی سواره را جهت انتقال تجهیزات و بررسی دقیق تر سیستماتیک ضروری می نماید تا با سرمایه گذاری در آن به جهت ایجاد اماکن توریستی و سیاحتی مورد بهره برداری قرار گیرد. علاوه بر آن صخره های جنوبی غار از سنگهای مرمر سبز بسیار ارزنده تشکیل گردیده که می تواند مورد بررسی و بهره برداری و استخراج قرار بگیرد.

     

     

    غار تاریخی کتله خور گرماب

     

    غار کتله خور در دل کوه های آهکی جنوب روستای گرماب واقع شده و از مرکز بخش 10 کیلومتر با استفاده از معبر ماشین رو فاصله دارد. این فاصله در مسیر پیاده رو به دو کیلومتر تقلیل می یابد.

    روستای گرماب به عنوان مرکز بخش به همین نام از توابع شهرستان خدابنده در منتهی الیه سمت جنوبی استان زنجان واقع گردیده و از طرف شرق با استان همدان و از جانب غرب با استان کردستان هم مرز است.

    این منطقه که به بخش افشار یا قشلاقات افشار معروف است دارای 126 روستای مسکونی بوده و ساکنان آن را ایل معروف به شاه سون های افشاری تشکیل داده است.

    از آثار تاریخی شناسایی شده این منطقه تکمه تپه (تپه خاکریز) واقع در قشلاقات افشار را می توان نام برد که سفال های نخودی رنگ منقوش به نقوش و خطوط هندسی و سیاهرنگ یادگارهایی از زندگی در اوایل هزاره سوم پیش از میلاد موسوم به دوران آغاز ادبیات را معرفی می نمایند. توجیه حد فاصل زمانی سی هزار سال قبل از میلاد (فرهنگ بردوستین) و سه هزار سال قبل از میلاد (فرهنگ سفال نخودی رنگ) در طبیعت کوهستانی مناطق، قابل بحث و بررسی است. در نتیجه این ویژگی مدت زمان فرهنگ دوران سنگ در این منطقه و سایر مناطق کوهستانی را به درازا کشانده است.

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    غار کتله خور با طول تقریبی 10 کیلومتر ابتدا در سال 1331 هجری شمسی توسط گروه کوهنوردی زنجان مورد بازدید قرار گرفت. این غار به طور طبیعی از شسته شدن و فرسایش آهک و حرکات تکتونیکی ایجاد گردیده و تعیین قدمت آن مستلزم انجام آزمایش های پتاسیم آرگون یا جهت قطب مغناطیسی است.

    دهانه این غار در ارتفاع 11 متری از سطح مسیل که مشرف بر آن است قرار گرفته و در وضعیت فعلی قطری معادل 40/1 متر دارد. ابتدای غار تا عمق 150 متری شبیه به راسته بازارهای معمولی است با این تفاوت که عناصر و اندامهای آن اندکی از بازار کوچکتر می باشد. کف این قسمت را لایه ای از خاک و خاکستر پر نموده است. از عمق 150 متری تا عمق 700 متری گشایش نسبتاً زیادی در غار حاصل شده و شعب متعددی بوجود آمده است.

    معبر غار پس از عمق 700 متر به طول 60 متر تنگتر و سقف آن کوتاهتر گردیده و به آبراه قنوات شبیه است.

    پس از عبور از این منطقه محل وسیع و مسطحی ظاهر می شود که به شبستان مساجد شبیه است. در ضلع شرقی آن برکه آبی به ابعاد 35 متر وجود دارد که دارای آب زلال و گوارا است.

     

    در رابطه با این غار عظیم اطلاعات آمیخته با خرافات در میان اهالی روستاهای مجاور وجود دارد، از جمله اینکه: صدای پتک آهنگران همدان از دل این غار شنیده می شود، در درون ظلمانی غار دریاچه بزرگی وجود دارد و همچنین وجود کوه بزرگ داخل آن از جمله همین شایعات است.

    تا عمق 700 متری در فضای ظلمانی غار آثار حیات که به انواع استخوان و سفال محدود می شود قابل رؤیت است.

    آثار جمع آوری شده عمدتاً سفال شکسته های سطحی و پراکنده است. قدیمی ترین نوع این آثار، سفال تیره رنگ دود زده با نقش داغدار با دسته ای به روش ساخت افزوده با تمپر گیاهی و دست ساز است و از نظر زمانی متعلق به اواخر هزاره دوم قبل از میلاد می باشد.

    دومین نوع از آثار جمع آوری شده، سفال های دست ساز دارای پوشش است. روی سفال به رنگ قرمز متمایل به رنگ قهوه ای و نسبتاً خشن و با سفال های شناخته شده قرون اول تا سوم میلادی قابل مقایسه است.

     

     

     

     

    سومین نوع آثار جمع آوری شده، سفال های دوران جدید است که به شکل کوزه و بشقاب بوده و در مقطع فعلی ارزش تاریخی ندارند.

    در نتیجه با توجه به حجم و وسعت غار و مقایسه آن با غارهای تاریخی شناخته شده و همچنین موقعیت مکانی آن و از همه مهمتر وجود لایه تاریخی ضخیم در ابتدای غار تا عمق 150 متری و مطالعه آثار جمع آوری شده، این محل می تواند یکی از پناهگاه های انسانی در دوران سنگ و دوران آغاز ادبیات باشد.

    از طرف دیگر این غار با اندکی تغییرات و ایجاد گشاش در بعضی از نقاط آن از نظر تفرجگاه و مسایل مربوط به صنعت توریسم از ظرفیت بالایی یرخوردار است.

     

     

    غار خرمنه سر زنجان

     

    این غار در کوه بلند و سر به فلک کشیده خرمنه سر در سمت شمالی روستای شاه نشین و یا به اصطلاح متداول و معمولی محل (شانیش) واقع گردیده که غار عظیم و با ابهت خرمنه سر نیز در دل این کوه و در ارتفاع 1600 متری از سطح دریا قرار دارد.

    برای رسیدن به دهانه غار در ابتدا از بستر رودخانه ای که از کوههای شمالی شانیش سرچشمه می گیرد همچنین از میان درختان سرسبز و زیبای زیتون و انجیر باید گذشت و به سوی ارتفاعات شمالی پیش رفت. در نزدیکی قله کوه خرمنه سر دهانه مشبک و پنجره مانند و در عین حال نسبتاً وسیع غار خرمنه سر واقع شده است. این دهانه ربطی به غار اصلی ندارد و نباید به جای مدخل غار اصلی منظور شود.

    پیدا شدن ظروف شکسته سفالین حاکی از این مسأله است که در گذشته های دور این غار محل زندگی یا پناهگاه قوم و قبیله ای بوده است.

    مطالعات سطحی دو دوره استقرار کاملاً روشن و متمایز را عرضه می نماید، دوره نخستین شامل ابزار و ادوات سنگی و تیغه های سنگ چخماق متعلق به زندگی غار نشینی انسان پیش از تاریخ است که تعیین قدمت آن با اطلاعات موجود و بدون مقایسه با آثار شناخته شده و انجام آزمایشات لازم کاری بس دشوار خواهد بود ولی آنچه که مسلم است قدمت استقرار دوره نخستین در این غار تاریخی پیش از هزاره پنجم قبل از میلاد است.

    دوره دوم آثار زیستی مشخص و روشن است؛ آثار سفالی و ادوات زیستی موجود در اطاقها و دهلیزها، متعلق به اوایل قرن چهارم هجری قمری است.

    این غار تاریخی با قلعه شمیران یا سمیران که امروزه به نام مجموعه تاریخی قاسم آباد در ساحل راست رودخانه قزل اوزن قرار گرفته، در ارتباط است به عبارتی دیگر عمال و سرکردگان حکومت کنگریان از این غار به عنوان پناهگاه امنی در مقابل فشارهای سیاسی بغداد استفاده می کردند.

    به طور کلی این منطقه برخلاف فلات مرکزی ایران که استقرارهای پیش از تاریخ تا دوران آغاز ادبیات لاینقطع قابل تعقیب و بررسی است، به لحاظ کوهستانی و صعب العبور بودن آن یک برزخ و ابهام ده هزار ساله را نشان می دهد، به عبارتی دیگر ادامه و ارتباط تمدن های مستقر در تپه حصار دامغان، تپه سیلک کاشان، تپه چشمه علی شهر ری، سایت تاریخی سگزآباد و تپه زاغه دشت قزوین که اقوام ساکن و بومی در فلات ایران به حیات خود ادامه داده است و پس از طی دوران نو سنگی طریق تعالی پیموده و به تمدن شایانی رسیده است، به طوری که آثار تکنیکی و هنری آنها انسان قرن بیستم را به تعجب و تحسین وا می دارد و با عنوان تمدن فلات ایران و یا تمدن سفال نخودی رنگ مشهور و معروف است، به طور عام و چشمگیر در منطقه وجود ندارد و با بررسی ها به عمل آمده تنها چند مورد در آن دیده می شود که ادامه تمدن دشت قزوین، از اوایل هزاره پنجم تا اواخر هزارعه دوم قبل از میلاد را نشان می دهد.

    البته این تنها مورد در منطقه کوهستانی استان زنجان نیست بلکه مناطق کوهستانی دیگر همانند منطقه مازندران، گیلان، کردستان نیز دارای همین ویژگی است. دلیل این مسأله به احتمال زیاد صعب العبور بودن مناطق یاد شده است که ارتباط اقوام مستقر در این نواحی را مشکل نموده و موجب رکود تمدن در استقرارهای انسانی در ناحیه گردیده است. بدین جهت زمان عصر نو سنگی در این مناطق به طول انجامیده و در نتیجه اقوام مستقر در این منطقه تا اواسط هزاره سوم قبل از میلاد به روش شکار ورزی ادامه حیات داده اند.

     

     

    کاروانسرای سرچم

     

    این کاروانسرا یکی از کاروانسراهای مهم مسیر تجاری ری به آذربایجان در قرن هشتم هجری قمری بوده است. این کاروانسرا که طبق کتیبه سردر آن، رباط نام دارد در روستای سرچم واقع در هشتاد کیلومتری محور زنجان- میانه، در ساحل رودخانه زنجان چای و مشرف به جاده قدیم تبریز در سال 734 هجری قمری در دوره ایلخانی احداث شده است. آثار و بقایای این کاروانسرا نشان می دهد که پلان آن از کاروانسراهای چهار ایوانی بوده و شامل صحن مرکزی و گرداگرد آن حجرات و در ایوان شمالی که مشرف به در ورودی است شاه نشین قرار گرفته است.

    در این کاروانسرا حداقل چهار برج در چهار گوشه آن تعبیه شده بود که کلیه ساختمان کاروانسرا به استثنای در ورودی همگی ویران و به تلی از خاک تبدیل شده است، در ورودی شامل دو برج آجری در طرفین و یک دروازه با پوشش قوس جناغی از سنگ سیاه اجرا شده و در بالای آن کتیبه بسیار زیبایی که حکایت از احداثآن در زمان ابوسعید ایلخان و وزیر او به نام غیاث الحق الدین محمد بتاریخ 733 هجری قمری دارد، مزین گردیده است. تزئینات لچکی ها، کاربندی ها و بندکشی در ورودی ناقص م نیمه تمام باقی مانده است.

     

     

    کاروانسرای نیک پی

     

    این کاروانسرا که به شدت تخریب گردیده و قسمتی از آن باقی مانده، نمایانگر عظمت در دوران برپایی بوده است. این کاروانسرا که اکثریت قریب به یقین مستشرقین در آن سکونت نموده اند، از آجرهایی به رنگ قرمز ساخته شده و از کاروانسراهای به سبک چهار ایوانی بوده است.

     

     

     

     

    کاروانسرای قره بلاغ

     

    کاروانسرای قدیمی قره بلاغ کاملاً تخریب شده و هم اکنون بصورت تپه تاریخی در آمده است. آنچه که مسلم است این است که شکل تپه محل کاروانسرای قره بلاغ چنان است که با احتمال قریب به یقین پلان آن از نوع کاروانسراهای چهار ایوانی و قابل مقایسه با کاروانسرای سرچم است، با این تفاوت که فاقد برج های دیده بانی بوده است.

     

     

    پل های قدیمی

     

    استان زنجان پل های قدیمی و تاریخی بسیاری دارد از جمله پل میربهاءالدین زنجان بر روی رودخانه زنجان رود، پل سردار در جنوب شهر زنجان و پل حاج سید محمد در جنوب شرقس زنجان که از زمان قاجار باقی مانده است.

     

                                   

     

                                

                                 پل میربهاءالدین زنجان

     

     

     

     

    بنای تاریخی رختشویخانه

     

    بنای رختشویخانه در قلب بافت تاریخی شهر که منطبق بر حصار می باشد، در منطقه پر تراکم مسکونی، موسوم به عباسقلی خان و محل معروف به بابا جامال چوقوری (گودال بابا جمال) احداث شده است، که امروزه خیابان سعدی وسط به فاصله یکصد متری از سمت غربی آن عبور نموده و از طریق کوچه فرهنگ به بنای مزبور مرتبط می گردد.

    مجموعه تاریخی رختشویخانه در سال 1319 شمسی ذیل شماره 1198 در دفتر اندیکاتور اداره ثبت اسناد و املاک زنجان به ثبت رسیده است. زمین این بنا در سال 1347 هجری قمری مطابق با 1307 هجری شمسی توسط علی اکبر توفیقی رئیس بلدیه شهر (شهردار) زنجان از باقرخان امجد نظام به قیمت 185 تومان خریداری شده است. محل موصوف قبل از احداث رختشویخانه با هرزآبهای سطحی مملو و به بابا جمال چوقوری (گودال بابا جمال) معروف بوده است.

     

     

     

     

    این بنا توسط دو برادر به نامهای مشهدی اکبر (معمار) و مشهدی اسماعیل (بناء) در مدت 15 ماه به اتمام رسیده و سنگهای آن از معدن سنگ روستای اژدهاتو استخراج و پس از حجاری توسط گاری های بلدیه (شهرداری) به محل بنا حمل شده است. آب مجموعه از قنات قلعچه حاجی میر بهاءالدین تأمین می گردیده است. متولی رختشویخانه توسط رئیس بلدیه گمارده می شد و سالیان متمادی شخصی بنام اصغرخان بوده که عیال ایشان به نام معصومه خانم مدیریت آن را به عهده داشته. اصولاً رختشویخانه برای آحاد شهروندان شبانه روز دایر و استفاده از آن مجانی بوده ولی نامبرده مبلغ ده شاهی بابت سرایداری از مراجعین اخذ می نموده است.

    در یک بررسی کلی می توان این مجموعه را به دو بخش تقسیم نمود. بخش نخست، سرایداری و محل مدیریت رختشویخانه بوده و شامل حیاط و اعیانی مسکونی می باشد. حیاط محوطه ای است به شکل مربع و مستطیل به میزان 400 متر مربع (32×12متر) شامل درختکاری و فضای سبز، و اعیانی آن در جبهه شمالی محوطه به مقدار 60 متر مربع شامل دو اطاق و یک ورودی است که این ورودی فضاهای محوطه، سرایداری و محل شستشوی رخت را به همدیگر متصل می نماید. پلان و نمای این واحد مسکونی دارای بار فرهنگی بوده و به سبک معماری سنتی شناخته شده زنجان احداث گردیده است.

    بخش دوم فضاهای مربوط به کار شستشوی رخت است که خود از چهار قسمت تشکیل یافته، قسمت اول خزینه یا محل جمع آوری آب است، این مخزن در منتهی الیه سمت شمالی مجموعه و مشرف به سالن شستشو قرار دارد.

    فضای داخل بنا با پرسپکتیو بسیار زیبا طراحی و اجرا گردیده، بدین ترتیب دو ردیف طاق و تویزه بطور متوالی که ستونهای سنگی انها را از یکدیگر جدا می سازد، ساخته شده است. این فضا توسط 11 واحد ستون بطور قرینه سالن را به دو قسمت تقسیم نموده که فاصله ستونها در جهت طولی 17/5 متر است. ستونها به ارتفاع 70/2 متر از کف فعلی قابل اندازه گیری است اما به جهت ایجاد مقاومت لازم و هموژن نمودن بنا ستونها با پایه های سنگی به میزان 40 سانتی متر در داخل پی ها که از شفته آهک است کار گذاشته شده اند، که بدین ترتیب ارتفاع ستونهای سنگی 10/3 متر خواهد بود.

    محل شستشوی رخت به طور قرینه از 4 واحد حوضچه و مجاری آب در حد فاصل حوضچه ها تشکیل یافته. آب مورد نیاز ابتدا پس از عبور از یک مجرا به طول یک متر به حوض نخستین داخل شده و از سر ریز آن به حوض دومی سرازیر می گردد. در طرفین شرقی و غربی این حوض دو مجرای آب قرار گرفته تا انتهای سالن به حوض سومی که به قرینه حوض دومی ساخته شده امتداد می یابد. در وسط جبهه طولی این مجرا در هر طرف یک واحد حوض ایجاد شده به طوری که مجرای مورد بحث را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می نماید. در امتداد مجرای موصوف دو ردیف پاشور تعبیه شده که مجرای آب و حوضچه ها را بور قرینه محاط می کند. عناصر و اندامهای مزبور با کار گذاری سنگهای حجاری شده از نوع تراورتن از یکدیگر مجزا شده و شکل یافته اند.

    محل شستشوی رخت به چهار قسمت تقسیم شده. ابتدای شستشو که از انتهای جریان آب است حوضچه مخصوص لباسهای بسیار آلوده و لباسهای مربوط به افراد با امراض ساری بوده و مجرای آب واقع در حد فاصل حوضچه دوم و سوم مخصوص لباسهای نسبتاً تمیز و محل آبکشی و حوضچه چهارم مخصوص شستشوی ظروف آشپزخانه و بالاخره حوضچه آخری (اولین حوض از حرکت آب) محل آب تمیز و خوراکی بوده است.

    چنین مجموعه ای با عملکرد یاد شده در هیچ جا ایران مشاهده نشده اما سبک معماری، ابعاد و تناسبات رعایت شده در قوسها و تویزه ها، با بناهای عام المنفعه هم دوره شهر زنجان قابل مقایسه اند. سیستم کلی آن را بسادگی می توان با مساجد عباسقلی خان، دروازه ارک، مسجد و تکیه قهرمان مقایسه نمود.

     

     

    مجموعه تاریخی چلبی اوقلی

     

    در پانصد متری جنوب غربی سلطانیه، بر سر راه سلطانیه- خدابنده آثار معروف بقعه چلبی اوغلی قرار گرفته است. باستان شناسان و محققان این مجموعه را به سلطان چلبی منسوب نموده و تاریخ احداث بنا را سال 728 هجری قمری عنوان کرده اند.

    این مجموعه از دو بخش خانقاه و مقبره تشکیل شده است. خانقاه شامل صحن مرکزی بوده و در اضلاع شرقی و غربی آن حجرات قرار گرفته اند. پلان معماری این مجموعه با الهام از عقاید و مراتب صوفیه طراحی و هریک از فضاها با عملکردی خاص، اجرا شده است.

     

    واحد نخستین در قسمت ورودی به مرتبه فقرا اختصاص داشته، طالبان جنت، مرتبه بعدی این فرقه، در زوایای قسمت ورودی جای گرفته اند. حجرات انفرادی صحن مرکزی با دارا بودن درهای کئتاه، محل ریاضت مریدان را با توجه به مراتب انها را تشکیل می داده است. صحن خانقاه محل سماع جمعی بوده که سلطان در وسط و مریدان در گرداگرد ان حلقه می زده اند و بدین ترتیب حلقه ذکر برپا می گردیده است. احتمالاً واحدهای جنوبی خانقاه به عنوان کلاسهای آموزشی و فضای واقع در طرفین ایوان جنوبی محل حلقه ذکر زمستانی بوده است.

     

     

    طبقه دوم بنا در طرفین ایوان به شدت آسیب دیده و فرو ریخته و گرداگرد ان عنصری شبیه به جان پناه دیده می شود. حاصل اینکه قرینه سازی در کل مجموعه کاملاض رعایت شده است و مصالح اصلی بنا را لاشه سنگها و ساروج تشکیل داده و سقف حجرات و زوایا گنبدی شکل می باشد.

    قسمت دوم این مجموعه تاریخی بقعه معروف به سلطان چلبی است. پلان این بنا هشت ضلعی است و هر ضلع آن از نمای خارجی بطول 16/4 متر، به ارتفاع 17 متر و به قطر 5/7 متر با زیبایی خاصی طراحی و اجرا گردیده است.

    سبک قبر سلطان چلبی در این آرامگاه اهمیت بسزایی دارد، از این نظر که این قبر، حلقه ذکر صوفیه را تداعی می کند. بدین معنی که داخل مقبره به فضاهایی تقسیم گردیده که جسد سلطان در وسط آن دفن شده و اجساد مریدان با توجه به درجه و مراتب آنها، در گرداگرد آن قرار داده شده اند. بحث در باب انتساب این بقعه به سلطان چلبی هنوز مفتوح است.

     

     

    عمارت ذوالفقاری زنجان

             در مرکز بافت قدیمی، مجموعه تاریخی ذوالفقاری واقع شده است. این مجموعه شامل ساختمانهای اندرونی و بیرونی و قسمتهای اداری است که قبل از احداث خیابان ذوالفقاری (طالقانی کنونی) با یک شبکه ارتباطی در طبقه هم کف و زیر زمین به یکدیگر مرتبط بوده است. هم اکنون این مجموعه تقسیم شده و قسمتهایی از آن از میان رفته است. از جالبترین بناهای باقیمانده این مجموعه بنای تاریخی مرکز مجموعه بیرونی است. این بنا در دو طبقه و یک سردابه ساخته شده، پلان بنا ایرانی و سبک ساختمانی از بناهای گوتیک اروپا تقلید شده است.

             در طبقه هم کف، ورودی بنا که یک سقف سر پوشیده با دو ستون تعبیه شده به هشتی منتهی می شود. در این طبقه قسمت امور اداری و دفتری و حسابداری قرار گرفته و سمت شرقی بنا احتمالاً عملکردی غیر اداری و احتمالاً گلخانه بوده است.

             در طبقه دوم که دارای دو راه پله است، تالارهای پذیرایی، اطاقهای خواب، اطاقهای نشیمن و سرویسهای بهداشتی قرار گرفته است. هسته مرکزی این بنا به سبک چهار طاقی با سقف گنبدی اجرا شده و جرز و دیوارهای باربر، سنگینی سقف را تحمل می نماید. محدثات جانبی این چهار طاقی با تیرهای چوبی پوشیده شده است. کل مجموعه با پوشش خارجی شیروانی است که تا زمان احداث در این شهر سابقه نداشته است. در بالای هسته مرکزی بنا، نورگیر زیبایی تعبیه شده که به کلاه فرنگی معروف است. این نور گیر با پلان هشت ضلعی با روش گره سازی به فرم گنبد تبدیل گردیده. سقف اطاقها در طبقات به طرز زیبایی لمه کوبی شده و شامل طرحهای هندسی و گره سازی است و در مجموع از موتیفهای ایرانی استفاده شده است. از تزئینات داخل بنا در طبقه هم کف از کاشیکاری به سبک قاجار می توان یاد نمود که طرح معروف لوتوس (نیلوفر آبی) دیده می شود.

     

     

             پنجره های بنا عموماً دو لنگه و اطراف آن مشبک است که با بکارگیری شیشه های رنگین کنتراست جالبی را در داخل اطاقها ایجاد نموده است. نعل درگاهی پنجره ها در طبقه هم کف مسطح و در طبقه منتهی الیه جنوب غربی حیاط مشرف به خیابان تعبیه شده و طاقنماهای تزئینی در اطراف ورودی دیده می شوند و این قسمت نیز که از خیابان بلاواسطه داخل مجموعه می شود، از معماری اروپا الهام گرفته است.

    این بنا در مجموع از بناهای تاریخی و با ارزش شهری است که به سبک بناهای اواخر دوران قاجار ساخته شده است.

     

     

    گرمابه های قدیمی زنجان

     

    از آثار دیگری که از نظر معماری دارای ارزش و اعتبار می باشد، حمام های قدیمی اند که اساساً به لحاظ رعایت دو عامل تعیین کننده پایین تر از کف معابر در محلات ساخته شده اند. عامل نخستین سوار شدن آب مورد نیاز به سیستم آبرسانی گرمابه و دیگری گرم بودن فضای حمام در زمستانهای سرد منطقه، مدنظر بوده است. طرح و پلان گرمابه ها تقریباً یکسان اجرا شده و درب ورودی آنها عموماً از معابر دارای زاویه 90 درجه است. و بدین ترتیب امکان هرگونه دید مستقیم را از معابر به لحاظ رعایت موازین شرعی سلب می نماید. زاویه سوم به یک هشتی در دار منتهی می شود که این هشتی هم از نظر حفاظت دید و هم نظر ایجاد تعادل در هوای ورود و خروج نقش اساسی را ایفا نموده است. پس از هشتی محوطه رختکن در طرحهای مختلف هندسی با سقف گنبد دار قرار گرفته و در وسط آن حوض و در اطراف سکوهای نشیمن جهت لباس پوشیدن و کندن در نظر گرفته شده است. فاصله فضای رختکن و قسمت اصلی استحمام را دالان اشغال نموده و سرویسهای بهداشتی و نظافت در آن جای گرفته است. وجود این فضا از نظر مسائل سنتی و ایجاد تعادل هوای گرم داخل گرمابه و فضای رختکن امری لازم و ضروری به نظر می رسد که معماران زنجانی با فکر خلاق خود در ایجاد آن توفیق یافته اند. فضای چهارم از ورودی، قسمت استحمام گرمابه را تشکیل داده که شامل یک شاه نشین و دو الی سه باب خلوت نشین و یک خزینه می باشد. از نظر عملکرد این فضاها در قسمت شاه نشین که اندکی بلندتر از فضای گرمابه است، جهت متمولین، که از کارگران گرمابه جهت استحمام استفاده می شده، اختصاص دارد. فضای خلوت نشین به مردم عادی که خود استحمام می نموده اند تعبیه شده است. نوع سقف در فضای اصلی و شاه نشین بصورت گنبد و در فضای خلوت نشین ها از طاق استفاده شده است که نوع آن عموماً از قوسهای خوزی است. تأسیسات جانبی گرمابه های قدیمی عبارتند از آتش خانه یا تن، انبار آب گرم، آب سرد و غیره که فاقد ارزش معماری است.

    عموماً گرمابه ها از آجر، سنگ و ملاط ساروج ساخته شده و دارای استحکام و مقاومت لازم در مسایل ایستایی است.

    بازار قدیمی زنجان

     

    بازار زنجان در قلب بافت قدیمی شهر (خاستگاه اولیه) در راستای راههای ورودی قرار گرفته و از دو قسمت بازار بالا و بازار پایین تشکیل شده است، ولی این دو از نظر عناصر تشکیل دهنده یکسان و قابل مقایسه است.

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    بازار پایین علاوه بر عرضه داد و ستد تولیدات محلی از طریق دو باب کاروانسرای موجود که محصولات را از قراء و قصبات به آنجا حمل می کرده اند، تغذیه می شده است. کما اینکه تا قبل از توسعه راهها و تردد ادوات موتوری در سالهای اخیر این اماکن با عملکردهای نخستین مورد استفاده بوده و امروزه تبدیل به انبار کالاهای وارداتی شده است. از کاروانسراهای این بازار، سرای گلشن و سرای ملک است که در سال 1345 هجری قمری بازسازی و مرمت گردیده اند. در جهت برطرف ساختن نیاز ساکنین از نظر اجتماعی و مذهبی این مجموعه دو مسجد را در خود جای داده است که عبارتند از مسجد آقا شیخ فیاض و مسجد میرزایی. گرمابه های بلوری و معینی در مجموعه، محل خاصی را اشغال نموده اند.

    مجموعه بازار بالا از بازار قیصریه، بازار بزازها، بازار حجت الاسلام، بازار امامزاده و بازار عبدالعلی بیگ تشکیل شده است. این بازار از نظر تولید و عرضه کالا و خدمات جنبی وابسته، بسیار غنی و مهمترین مرکز اقتصادی و تجاری شهر محسوب می شده است. این مجموعه از نظر تولید و عرضه کالا به هشت راسته زرگرها، بزازها، کفاشها، سراجها، کلاه دوزها، صندوق سازها، رنگرزها، میوه فروشها و جگر پزها تقسیم شده است. این تقسیم بندی و انسجام معقول و منطقی از نظر حفظ حقوق سندیکایی و کنترل قیمت کالاهای عرضه شده حائز اهمیت بوده و والا بودن افکار طراحان و بانیان آن را آشکار می سازد. از نظر اقتصادی هم موجب جلب مشتری در یک محل مخصوص و شناخته شده می تواند رونق اقتصادی را برای کسبه فراهم نماید.

    از کاروانسراهای جالب این مجموعه که نقش مؤثری را در عرضه کالاها ایفا نموده کاروانسرای حاج علی قلی و سرای حاجی کربلایی را می توان نام برد که احتمالاً در سال 1300 هجری قمری تکمیل شده است.

    این مجموعه پنج مسجد به نامهای چهل ستون، آقا سید فتح الله، مسجد جامع حجت الاسلام و مسجد ملا را در خود جای داده است.

     

     

    بقعه امامزاده سید ابراهیم (ع)

     

    بقعه امامزاده سید ابراهیم یکی از بقاع معتبر شهر زنجان است. علمای فن در شجره نامه آن حضرت اختلاف نظر دارند. جمعی ایشان را ابراهیم بن موسی بن جعفر (ع) دانسته اند و جمعی دیگر همانند ابوالفرج اصفهانی و ابونصر بخاری در سرالانساب ایشان را ابراهیم بن محمد بن عبدالله بن الحسن بن العباس بن علی (ع) ذکر نموده اند. اگر این شجره نامه درست باشد سید ابراهیم (ع) به اتفاق کوکبی حسین بن اسماعیل بن محمد الارقط بن عبدالله الباهر بن زین العابدین (ع) در اوایل قرن سوم هجری در زمان خلافت المعتزر بالله خلیفه عباسی قیام نموده و در 3 کیلو متری سمت جنوبی شهر زنجان در جریان جنگی با عمال خلیفه شهید گردیده و تن مطهرش در قبرستانی واقع در منتهی الیه شرقی مشرف به دیوار حصار مدفون شده است.

     

     

     

     

    بنای امامزاده ابتدا به سبک چهار طاقی بوده که گنبد زیبایی آن را پوشش می نمود. در سال 1340 شمسی این مجموعه به جهت تبدیل به احسنت برداشته شده و مجدداً منطبق بر بنای قدیمی نوسازی گردیده است. گنبد از نوع تک پوششی بوده که به واسطه چهار گوشواره بر جرزها استوار گشته و حد فاصل گوشواره و گنبد هشت نور گیر تعبیه شده است. تزئینات گنبد از داخل مقرنس و گره سازی بوده و سوره جمعه به خط زیبای ثلث، به قلم استاد جواد میر محمد رضایی زنجانی چشم بینندگان را نوازش می دهد. در نمای بیرونی سوره مبارکه (اسماء ذات البروج) به خط ثلث زنجیری نوشته شده است.

    ضریح حرم که در اصفهان ساخته شده در سال 1358 نصب گردیده است. قدیمی ترین قسمت این بقعه سر در ورودی سمت شمالی و مناره های واقع در طرفین آن می باشد. این سر در به سال 1341 شمسی توسط معمار ابراهیم سلطانی ساخته شده و بالای مناره ها آیه 55 سوره مبارکه احزاب به خط زیبای ثلث به قلم استاد اخیرالذکر رقم گردیده است.

    از بناهای دیگر این مجموعه مسجد اعظم واقع در ضلع غربی مجموعه می باشد که بنای آن در سال 1346 شمسی اتمام پذیرفته است. در مجموع پلان این مجموعه با قواعد و سبک های شناخته شده معماری رایج در بناهای مذهبی مطابقت ندارد. تجدید بنای این بقعه مرهون خدمات ارزنده روانشاد استاد منصور محاوری، فرزند ملا غلامرضا متولد 1278 شمسی می باشد که از سال 1304 مدیر مدرسه علمیه بوده است. ایشان از سال 1340 با همکاری دیگر شهروندان زنجانی به تجدید بنای امامزاده همت گماشتند.

     

     

    امامزاده اسماعیل شناط

     

     

              بنای تاریخی بسیار زیبایی در شناط ابهر واقع در جاده ترانزیتی ابهر- تاکستان موسوم به امامزاده اسماعیل قرار گرفته است. بنابر اقوال تذکره نویسان نسب وی به اسماعیل بن ابو محمد جعفر بن اسمعیل، ابو علی حسن بن ابو علی محمد بن عبدالله بن احد بن عبدالله علی بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب علیهم السلام می رسد.

              پلان بنا از بیرون هشت ضلعی است که از درون به مربع تبدیل گردیده. این بنا تماماً از آجر است و اضلاع هشتگانه آن یک در میان به طور قرینه از چهار ایوان با ورودی به شبستان بقعه به سبک قوسهای جناغی ساخته شده است. تزئینات ایوانها، مقرنسها،کاربندیهای گچی و گره سازی است و در قسمت بالای ورودیها در هر ضلع پنجره چوبی پر کار و زیبایی تعبیه شده که نقوش آن گره سازی و از موتیفی به نام شمسه در طرحهای مختلف منشعب است. اضلاع چهارگانه دیگر بنا در نمای بیرونی بصورت طاق نماست و در وسط هر ضلع کلمه الله و سه کتیبه دیگر کلمه محمد (ص) را نمایش می دهد.

              داخل این بنا که بصورت چهار گوش است گچ کاری و آیینه کاری بسیار زیبایی متشکل از گل و بوته های اسلیمی و تصاویر پرندگان با استعمال رنگ و گره سازی، در هم آمیخته و جلوه خاصی را به اندرون بقعه بخشیده است. در گرداگرد بقعه سوره مبارکه جمعه به خط ثلث جلی نوشته شده است. بر فراز این شبستان، گنبد بسیار زیبایی به سبک دو جداره از نوع گنبد پنج و هفت با ساقه بلند نشسته است. این گنبد از پایین به بالا که تماماً کاشی کاری است از نظر تزئینات و نقوش به چهار قسمت تقسیم گردیده. ابتدا قسمت پایین گنبد که با کاشی های سفید، مشکی، زرد و سبز اجرا شده، شکلهای صلیب شکسته به سبک راسته خفته پدیدار گشته است. بالای این قسمت کتیبه ای است که با کاشی های رنگین محدود و کلمات علی (ع) به خط کوفی معقل در آن تکرار شده است. قسمت سوم گنبد با موتیف های هندسی که از خطوط متقاطع، لوزی های متقارن پدید آورده اند، تزئین گردیده است. منتهی الیه گنبد با خطوط مورب و موازی با کاشی رنگی مزین است. آنچه که مسلم است، سبک معماری نشان دهنده احداث بنا در قرن نهم هجری بوده و تزئینات الحاقی آن در اواخر دوران صفویه انجام شده است.

     

     

    بقعه امامزاده یحیی

     

              این بقعه در شهرک صائین قلعه بر روی یک سایت تاریخی احداث گردیده است. محققین شرح الانساب وی را به امام موسی کاظم (ع) رسانیده اند. بنای امامزاده تماماض از آجرهای به ابعاد 5×21×21 سانتیمتر ساخته شده است. ورودی بنا مشرف بر یک هشتی است که عرض آن حدوداً نصف عرض شبستان بوده و به طور قرینه احداث گردیده است.

              در سقف مسطح هشتی از تیر و تخته استفاده شده است. با عنایت به قطر دیوارهایش به نظر می رسد که سقف آن قوسی بوده و در طول زمان فرو ریخته است. پلان این بنا با بقعه قیدار نبی واقع در خدابنده قابل مقایسه می باشد. شبستان امامزاده دارای پلان مربع بوده که عرقچین گنبد به واسطه چهار گوشواره بر روی جرزهای چهارگانه استوار گردیده است. بک این بنا از نوع گنبدهای دو پوششی زنگوله ای است و دیوارها نقش حایل را دارند. در قسمت داخلی هیچ نوع تزئیناتی در ارتباط با معماری وجود ندارد و سطح بنا با اندود گچ پوشانیده شده است. از نمای بیرونی منتهی الیه گنبد یک ردیف کاشی به رنگ آبی فیروزه ای به عنوان دلیل کاشی کاری اجرا گردیده و تزئینات آن منحصر به چند کاشی مزبور است. در داخل شبستان ضریح بسیار زیبای بر روی مزار نهاده شده. این ضریح که از چوب چیت اشباع ساخته شده، به استناد کتیبه موجود از مصنوعات لاهیجان است که در کتیبه (لاهجان) قید گردیده است.

              در منتهی الیه این ضریح کتیبه زیبایی به خط ثلث خفی سوره مبارکه (یس) نوشته شده و سپس نقوش و طرحهای اسلیمی و گیاهی در سطوح ضریح حکاکی گردیده است. در وسط ضلع شمالی ضریح، کتیبه بسیار زیبایی به خط ثلث نوشته شده است. با توجه به سبک ساختمانی و ترکیب کلی بنا احتمال دارد که بنای امامزاده متعلق به قرن هشتم هجری قمری باشد.

     

     

    بقعه شاهزاده زیدالکبیر

     

    یکی از بقاع معتبر و معروف، بقعه شاهزاده زیدالکبیر واقع در سمت شرقی شهر ابهر است. به استناد متون کتاب منتقله الطالبین  شجره شاهزاده زیدالکبیر به پیشوای مولای متقیان رسیده است. وی ابو علی محمد بن احمد بن عبدالله در دار بن علی بن زید بن حسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام و مادرش دختر عیسی ابو زید بن حسین بن زید شهید بن علی زین العابدین بن حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام که پسر عیسی، ابوزید همین شاهزاده زیدالکبیر است که از مدینه به شهر ابهر عزیمت نموده و در این محل دفن گردیده است.

              این بقعه از نظر سبک معماری در این منطقه بی نظیر است. این بنا با زیبایی خاص با پلان مستطیل که در زوایای جبهه جنوبی دو نیم دایره آن را قطع نموده طراحی و اجرا گردیده است. بنا ابتدا بر روی دو ردیف سنگ سبز تراشیده استوار و بقعه آن با آجر بطور ساده ساخته شده است.

     

     

    قرینه سازی در این بنا در دو جبهه شرقی و غربی شامل چهار ایوان است که از طریق دهلیزها به یکدیگر ارتباط دارند. بر فراز بقعه گنبد زیبایی از نوع گنبدهای مخروطی یا نوک تیز با دو پوشش بر جرزهای چهارگانه نشسته است. ریشه گنبد ابتدا مربع و سپس به دایره تبدیل شده و در کمر گنبد تزئیناتی از آجر به عنوان قرنیز با سبک زیبایی اجرا گردیده است. در تزئینات نیمه تمام گنبد کاشیهای آبی و زرد چشمگیر می باشد. روی در ورودی بقعه که از چوب چیت است طرحهای زیبای هندسی و اسلیمی حک گردیده و قطعه شعری به خط نسخ با مضمون زیر روی آن نقش بسته است:

    به تعمیر شهزاده زیدالکبیر                     که باشد به روز جزا دستگیر

    موفق شد استادکار جهان                        مسمی حسین کلب این آستان

    بتاریخ آن فکر کن (گل شکفت)                        مریزاد دست آفرین باد گفت

    از مضمون شعر چنین مستفاد می گردد که بنا در سال 850 هجری قمری بدست استاد حسین مرمت شده، لکن سبک معماری و نحوه اجرای بنا حاکی از احداث آن در قرن نهم هجری می باشد، به عبارت دیگر این بنا در سال 850 هجری قمری تعمیر نشده بلکه احداث گردیده است.

     

     

    مسجد جامع زنجان

     

    مسجد و مدرسه جامع معروف به مسجد سید در قلب بافت تاریخی شهر قرار گرفته است. این مسجد از ضلع غربی با بازار قیصریه و از ضلع شرقی با معبر موصوف به کوچه مسجد سید و از جبهه شمالی با خیابان امام و سبزه میدان در ارتباط است. قبل از احداث خیابان امام کنونی سر درب این مسجد به فضای بازی که در مقابل دارالحکومه به عنوان میدان شهر مطرح بوده، اشراف داشته و هم اکنون ورودی اصلی آن محسوب می شود. ورودی غربی مجموعه را با مرکز تجاری قیصریه و ورودی شرقی آن، با بافت مسکونی مرتبط است.

    مجموعه مسجد و مدرسه سید توسط عبدالله میرزا دارا پسر یازدهم فتحعلی شاه قاجار در هنگام حکمرانی در زنجان در سال 1242 هجری قمری احداث گردیده است. بر اساس مدارک و اسناد سال مزبور مربوط به اختتام آن است و هیچگونه افزایش مجموعه و الحاقات در دوره های بعدی مشاهده نمی گردد.

    مجموعه تاریخی مسجد و مدرسه سید یکی از بناهای ارزشمند داخل شهری است. این مسجد بر اساس پلان مساجد چهار ایوانی ساخته شده است. طبق معمول، ایوان ورودی مقابل شاه نشین گنبد دار قرار داده شده است. مساجد با سبک چهار ایوانی در پی تحولات مهمی که در طرح مساجد در ایران پایه گذاری گردیده با الهام از معماری دوران پارتی (کاخ هتره) پدیدار گشته و به اعتباری مسجد جامع زواره و به قولی دیگر مسجد جامع اصفهان از نخستین مساجدی هستند که به این سبک ساخته شده اند.

    سطوح کلی این ایوان با استفاده از کاشی های ختایی تزئین گردیده است. در داخل طاق نماها کلمات الله، محمد (ص)، علی (ع) به خط کوفی معقل به رنگ مشکی با زمینه نارنجی است و بالای آن را کتیبه طویلی به خط ثلث خفی زینت داده است. متن کتیبه خطبه ای است که با نام فتحعلی شاه قاجار آغاز شده و با نام بانی آن عبدالله میرزا دارا ختم می گردد. از نوار فوقانی کتیبه تسمه کشی های تزئینی سقف آغاز شده و به نوبه خود به قسمتی از شمسه ختم می گردد. اضلاع شرقی و غربی در این ایوان مزین به نقشهای لچک و ترنج است و طبق معمول بناهای دوران قاجار، رنگهای زرد و مشکی بر سایر رنگها غلبه دارد. پخی ایوان در نما با تکراری از کاشی با نقش هندسی پوشانیده شده. فیلپوش ایوان و سطوح جانبی جرزها با نقوش اسلیمی و تکرار موتیفهای ترنجی زینت داده شده است. آنچه که بیشتر از همه خودنمایی می کند، نقش سمبلیک درخت زندگی در دو طرف ایوان است که این نقش یکی از موتیفهای شناخته شده در هنر ایرانی است.

    صحن این مسجد همانند سایر مساجد چهار ایوانی به شکل مربع مستطیل بوده و دارای 48 متر طول و 36 متر عرض می باشد. بر اساس مدارک متقن در وسط این صحن یک واحد حوض بوده و گرداگرد آن را به استثنای جلوی حجرات و شبستانها، باغچه های پر گل و گیاه پوشانیده بود. حدوداً در سال 1340 متولیان مسجد برای جلوگیری از گسترش رطوبت حاصله از درختان و باغچه ها به محدثات، که این فکر و تصمیم به دلایل عدیده اشتباه بوده است نسبت به برچیدن فضای سبز مسجد اقدام نموده اند سپس متولی مسجد مجدداً در سال 1368 باغچه ها را بصورت محدود احیا نموده است.

     

     

     

     

    در سمت شرقی و غربی این صحن به طور قرینه 16 واحد حجره جهت طلاب علوم دینی قرار گرفته است. در مجموع با توجه به سایه روشن (کنتراست) داخل حجرات، تناسبات محسوس در عناصر و اندامهای بنا، فضای لازم را جهت تعلیم و تعلم علوم دینی القا می نماید.

    سقف ایوان کلیه حجرات با استفاده از مقرنس کاری گچی تزئین گردیده که در بعضی از حجرات فرو ریخته است. فیلپوش کلیه حجرات با کاشی های ختایی به سبک کار دوران قاجار و منقوش به نقوش اسلیمی و گل و بوته با تنوع خاصی تزئین گردیده است و دو رنگ زرد و مشکی بر سایر رنگها غلبه دارد.

    طبق معمول مسجد و مدرسه چهار ایوانی، شبستان این مسجد در جبهه جنوبی صحن شامل سه واحد است، شبستان زنانه، شبستان مردانه در طرفین و شبستان گنبد دار در وسط و پشت ایوان قرار دارد. شبستان های زنانه و مردانه بطور قرینه هر کدام از چهار ردیف در سه ستون تشکیل گردیده و بدین ترتیب 20 چشمه عرقچین بر گردۀ 36 تویزه قرار گرفته و قوس تویزه ها از نوع قوس خوزی (رومی) است. در وسط هر شبستان با خالی نمودن قسمتی از جرز جبهه جنوبی یک واحد محراب جای گرفته، تزئین این عناصر را کاشیهای سبک قاجار در رنگهای زرد، سیاه و سفید منقوش به نقش معقل تشکیل داده است.

    گنبد مسجد جامع زنجان از معدود گنبدهایی است که این اندام بدون گوشواره و ترمپه بر روی جرزهای چهارگانه نشسته و در نتیجه تغییر پلان مربع به دایره در ضخامت تکیه گاه و جان گنبد مستهلک شده است.

     

     

    گنبد مسجد جامع با کاشیهای فیروزه ای پوشانیده شده و در گریو آن سوره مبارکه الدهر به خط ثلث دیدگان را نوازش می دهد و سپس در رقوم بالایی کتیبه، تزئینات آن را لوزی های پیوسته و ترنجهای به سبک معقل با استفاده از کاشی هایی به رنگ زرد، مشکی، آبی تشکیل  داده است.در انتهای فوقانی بنا علامتی از برنز به شکل گوی که مخروط نازکی بر آن سوار شده پایان گنبد را اعلام می نماید.

     

     

    مسجد جامع قروه

     

    یکی از بناهای تاریخی ارزشمند منطقه ابهر رود، مسجد جامع قروه است. روستای قروه در کیلومتر 15 جاده ترانزیتی ابهر- تاکستان قرار دارد. معماری سیویل و صخره ای این روستا بسیار جالب و در خور مطالعه و معرفی بوده و قابل مقایسه با معماری صخره ای علمکندی می باشد. هنوز آثار و بقایای منازلی که در دل کوه کنده شده اند با منظره بدیعی خودنمایی می کند. در قلب این روستا یکی از آثار ارزشمند دوران سلجوقی (قرن پنجم هجری قمری) به سبک چهار طاقی ساخته شده و گنبد بسیار زیبایی بر اضلاع چهارگانه به واسطه چهار فیلپوش استوار گردیده است.پلان اصلی مجموعه به جهت تغییرات ناشی از ریزش احتمالی شبستانها مستلزم حفاری علمی است. مسجد کنونی عبارت است از یک شبستان گنبد دار و دو شبستان در طرفین آن که شبستانهای اخیر از مصالح خشت و آجرهای حاصله از تخریب دیوارهای قدیمی ساخته شده و دارای سقفی از تیر چوبی است. هنوز آثار و بقایای شبستانهای اصلی و ملحقات بنا در نمای بیرونی مسجد دیده می شود که از مدارک مطمئن در امر بازسازی خواهد بود. شبستان اصلی مسجد از آجر ساخته شده و دو نوع آجر در آن به خدمت گرفته شده است.

    تزئینات مسجد جامع قروه علی رغم تحمل آسیبهای کلی و بسیار زیاد، جالب توجه است و به طور کلی از آنچه که باقی مانده حداقل دو دوره تزئیناتی در این بنا قابل تشخیص است.

    آثار و بقایای نقاشیهای روی گچ در زیر کتیبه فعلی با رنگ کمتری قابل تشخیص است و نقوش دارای طرحهای گیاهی و اسلیمی است. احتمالاً این تزئینات متعلق به دوران آل بویه می باشد.

    محراب مسجد که با گود کردن جرز جنوبی ایجاد گردیده، به شدت تخریب شده اما هنوز آثار مقرنسهای گچی در قسمتی از بالای محراب باقی مانده است. این محراب مزین به کتیبه جالبی به خط نسخ است و حکایت از احداث آن در سال 413 هجری قمری دارد. کتیبه دیگری در زیر فیلپوشها به عرض 50 سانتیمتر در گرداگرد بنا به خط بسیار زیبای ثلث نوشته شده که تاریخ تعمیرات را سال 585 هجری قمری معرفی می نماید. کتیبه سومی در زیر عرقچین گنبد نوشته شده.

    در مجموع مسجد جامع قروه از آثار بسیار ارزشمند قرن پنجم هجری قمری است که قابل مقایسه با شبستانهای مسجد جامع قزوین و سجاس می باشد و مستلزم و مستحق حفاریهای علمی است.

     

     

    مسجد جامع قلابر

     

              روستای قلابر در 52 کیلومتری سمت جنوبی زنجان واقع است. در این روستا آثاری از قلعه زیبایی در بالای کوه مشرف بر روستا دیده می شود. در دامنه غربی این ارتفاعات، تل تاریخی مسجد جامع قلابر واقع است.این تل تاریخی با همکاری روستائیان محلی مورد حفاری قرار گرفت و مجموعه بسیار ارزشمندی از دل خاک نمایان گردید.

              این مجموعه از یک مسجد و یک خانقاه که احتمالاً بقعه نیز می تواند باشد تشکیل شده است. قسمت مسجد، پلان مربع نسبتاً کوچکی است که دور تا دور آن تا ارتفاع 5/1 متری از سنگ نوع تراورتن نامرغوب است و در منتهی الیه           آن کتیبه ای متمایل به خط نسخ در دور تا دور مسجد به نظر می رسد. محراب آن که تماماَ از سنگ سفید بوده و اسماء الله و ائمه اطهار و کلمه فاطمه همراه با نقوش اسلیمی درون آن حکاکی شده است.هنگام خاکبرداری هیچ اثری از نوع سقف مسجد پدیدار نگردید و باقی مانده های دیوارها نیز بعلت تخریب، راهنما و الگویی به دست نمی دهد. لکن لاشه سنگهای اطراف بنا و قراین موجود و مقایسه با بناهای هم ردیف آن احتمال دارد که سقف ابتدایی مسجد، گنبد مدوری بوده که به جهت عدم انسجام سنگها، فرو ریخته و در دوره های بعدی سقف آن با تیر و تخته پوشش شده است. به هر تقدیر سقف کنونی بعلت عدم اطمینان از نوع سقف، با تیر چوبی بازسازی شده و هم اکنون به عنوان مسجد مردانه مورد استفاده اهالی می باشد.

     

    مسجد جامع سجاس

     

              مسجد جامع سجاس در شهرک فعلی سجاس در 12 کیلومتری شمال غربی شهرستان خدابنده قرار دارد. آثار و بقایای تاریخی در این شهرک بیانگر عظمت آن در دوره های مختلف اسلامی است.

              مسجد جامع سجاس را می توان یکی از آثار برجسته منطقه دانست. این مسجد به سبک مساجد شبستانی ساخته شده است. آثار قوسهای فرو ریخته در جرز شمالی، معلوم می دارد که ملحقات و محدثات دیگری با شبستان موجود، مجموعه کاملتری را تشکیل می داده است. بنای موجود شبستان گنبد داری است که به سبک چهار طاقی احداث گردیده و جرزهای چهارگانه سنگینی گنبد را به عهده گرفته اند. این مسجد به طور کلی از آجرهای به ابعاد 5×21×21 سانتیمتر ساخته شده است. گنبد با فاصله چهار فیلپوش بر روی جرزهای چهارگانه استوار گردیده است.

              گنبد این مسجد که از نوع گنبدهای یک پوششی است با آجر اجرا شده و تزئینات آن منحصراً به نقش ستاره ایرانی (ستاره پنج پر) محدود بوده که از آجر پدیدار گردیده است. ورودی کنونی در جرز شمالی تعبیه شده و در جرزهای شرقی و غربی دو در بزرگ شبیه به ایوان، در ضلع جنوبی محراب مسجد در راستای قبله با خالی نمودن دیوار ایجاد شده است. قرینه محراب در جرزهای شرقی و غربی در حد فاصل در بزرگ، تزئیناتی نظیر محراب انجام گرفتهکه تنها جنبه تشریفاتی داشته و به لحاظ تکمیل قرینه سازی اجرا شده اند.

              این مسجد از نظر گچ بری و کتیبه ها بسیار ارزنده و قابل توجه است و چهار کتیبه در آن به چشم می خورد. ابتدا کتیبه ساقه گنبد است که به خط نسخ ابتدایی گچ بری گردیده و احتمالاً همزمان با احداث بنا بوده است. کتیبه فیلپوشها با خط ثلث زیبا رقم گردیده. این کتیبه با توجه به سبک نوشتن احتمال دارد در دوران ایلخانی نوشته شده باشد. زیر فیلپوشها کتیبه بسیار ارزنده ای  به عرض حداقل 50 سانتیمتر در گرداگرد مسجد نوشته شده، متن کتیبه سوره 67 قرآن کریم (سوره مبارکه تبارک) است. کتیبه کوچک دیگری به خط کوفی اوایل قرن پنجم نوشته شده است. در مجموع کتیبه های این مسجد از نظر سبک و تکنیک گچ بری با کتیبه های مسجد جامع قزوین و مسجد جامع قروه قابل مقایسه است. محراب مسجد سجاس با گچ بری های ارزنده متشکل از طرحهای اسلیمی و گیاهی طراحی و اجرا شده اند. تزئینات مسجد جامع سجاس با گچ بری های مساجد جامع اصفهان، قزوین و قروه قابل مقایسه است. این مسجد متعلق به قرن پنجم هجری است.

              قبرستان تاریخی سجاس که به قبرستان شهدا معروف گردیده در منتهی الیه شهرک سجاس قرار گرفته است. این قبرستان جایگاه پیکر شهدا است. سنگ قبرهای این شهدا که مزین به نقوش اسلیمی، درخت زندگی، طرحهای هندسی، اسماء الله و سور قرآنی به خط کوفی، نسخ و ثلث است، حجاری شده اند.


    ابتداي صفحه